کتاب «سلطنت مشروطه در فرانسه: ۱۸۱۴-۱۸۴۸» [The constitutional monarchy in France, 1814-48] نوشته پملا پیلبیم [Pamela Pilbeam] و ترجمه بابک محقق توسط نشر نی منتشر شد.

سلطنت مشروطه در فرانسه: ۱۸۱۴-۱۸۴۸» [The constitutional monarchy in France, 1814-48]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر نی کتاب «سلطنت مشروطه در فرانسه» را در ۲۴۷ صفحه و بهای ۹۸ هزار تومان منتشر کرده است.

نویسنده کتاب، پملا پیلبیم، استاد تاریخ فرانسه در دانشگاه لندن و رئیس انجمن مطالعات تاریخ فرانسه است. او برعکس بسیاری از پژوهشگران تاریخ فرانسه بر این باورند که بازگشت نظام سلطنت به کشور، در پی سقوط ناپلئون، حاصلی جز ناکامی نداشته است، بر این عقیده است که به‌رغم ایام پرالتهاب سال‌های ۱۸۴۸-۱۸۱۴، فرانسه از ثبات و انسجام قابل توجهی بهره‌مند بود.

در این دوران، سه پادشاه بر سر کار آمدند، اما ساختار نهادینی که ماحصل سال‌های انقلاب (۱۸۱۴-۱۷۸۹) بود، پابرجا باقی ماند و رجال گذشته به سلطه‌ی خود بر مقدرات کشور ادامه دادند. این دوره همچنین شاهد سر برآوردن جریان‌های سوسیالیستی و فمینیستی، انجمن‌های سیاسی متنوع و همچنین نشریات پرخواننده‌ای بود که فضای حاکم بر جامعه‌ی فرانسه را، فارغ از مناسبات حکومتی، با تعاریف تازه‌ای آشنا کرد.

مجموعه‌ی «کارگاه تاریخ» به‌پشتوانه تحلیل‌های دقیق و اسناد معتبر، پرتوی تازه بر رویدادهای مهم و مناقشه برانگیز جهان، از اوایل عصر مدرن تا امروز، می‌اندازد. این کتاب‌ها بیش از پنج دهه منبع اساسی دانشجویان و پژوهندگان تاریخ بوده است که اینک به‌تدریج در اختیار خوانندگان فارسی‌زبان قرار می‌گیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...