کتاب «آموزش رانندگی ایمن» اثر حسین عباسعلیان، آمنه مسن آبادی و علی اصغر شریفی خداداد توسط نشر پلک منتشر شد.

آموزش رانندگی ایمن» اثر حسین عباسعلیان، آمنه مسن آبادی و علی اصغر شریفی خداداد

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «آموزش رانندگی ایمن» با استفاده از تازه ترین نکات مربوط به ایمنی در رانندگی و آخرین یافته‌های کارشناسان آموزش رانندگی تالیف و به بازار نشر عرضه شده است. آنچه برگ‌های این کتاب را تشکیل داده است برآیند و ثمره پشتکار و پیگیری ریزبینانه و جزئی نگری است که از میان انبوهی از نوشتارها و فیلم‌های منتشر شده کشورهای پیشرو در صنعت خودرو سازی و آموزش رانندگی ایمن و اصولی ، انتخاب و پس از برگردان به زبانی ساده، روان و خوش خوان عرضه شده است.

اهمیت آموزش اصولی و تداومِ یادگیری از طریق آثاری از این دست آنگاه بیشتر به چشم می‌آید که به این نکته توجه کنیم که بنابر آنچه در پیشگفتار کتاب آمده است: «52 درصد از تصادفات به دلیل خطای انسانی و غالباً ناشی از نبود دانش و مهارت کافی در رانندگی است.»

فصول چهارگانه این کتاب به نکات زیر می‌پردازد:
1- آموزش رانندگی
این فصل طولانی ترین بخش و بدنه اصلی کتاب را شکل می‌دهد و نکات فراوانی در آن آمده است. از تنظیمات خودرو گرفته تا چراغ‌ها ، ترمز، دنده ، کمربند ، انواع پارک کردن هاو ده‌ها نکته ریز و کاربردی.

2- نگهداری خودرو و نکات فنی
فصل دو در ابتدا روغن‌های چهارگانه خودرو(موتور، ترمز، جعبه دنده و هیدرولیک فرمان) را با عکس و شکل هر یک شرح داده و رسیدگی و چک کردن هر کدام را با زبانی ساده و زودیاب آموزش می‌دهد. سپس به سراغ آب رادیاتور و آب شیشه شور می‌رود و در ادامه از لنت ترمز، باتری و بسیاری قسمت‌های دیگر سخن می‌گوید و نحوه رفع اشکال‌های هر قسمت را یاد می‌دهد.

3- ایمنی و نکات اخلاقی
این فصل طی مقدمه ای به اهمیت فرهنگ رفتار اجتماعی در رانندگی می‌پردازد و سپس سی نکته کلیدی را برای پیشگیری از سوانح رانندگی شرح می‌دهد.

4- مقررات پرکاربرد در رانندگی
در فصل آخر برخی از مقررات پرکاربرد در سی نکته کوتاه و گویا آمده است. از نکاتی درباره حق تقدم گرفته تا محل‌های توقف ممنوع.

از امتیازات دیگر کتاب فراوانی عکس و طرح است که به انتقال مطلب کمک زیادی می‌کند.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...