کتاب «چیستی و امکان معرفت» تألیف عبدالرسول کشفی به همت سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) منتشر شد.

چیستی و امکان معرفت عبدالرسول کشفی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب چیستی و امکان معرفت به عنوان منبع اصلی درس «معرفت‌شناسی» یا «تئوری شناخت» به ارزش ۳ واحد برای مقاطع تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) تدوین شده است.

در معرفی آن آمده است: «معرفت‌شناسی» را شاید بتوان، به دلیلِ ابتنایِ شاخه‌هایِ دیگر فلسفه بر آن، مهم‌ترین شاخه فلسفه دانست. نوشتارِ حاضر در دو بخش به «چیستی» و «امکان» معرفت می‌پردازد. در بخش اول و در آغاز، تعریفِ سه‌جزئیِ معرفت را بررسی می‌کند. در ادامه، ضمن بررسی رابطه باور با احتمال، بر این‌همانی باور با یقین استدلال می‌کند. سپس از طریق بررسیِ چیستیِ «امر واقع» و «گزاره»، از نظریه صدق «مطابقت» دفاع می‌کند. در بحث توجیه، ضمن استدلال به سودِ درون‌گروی می‌کوشد قوتِ مبناگروی را، به عنوان یکی از شاخه‌های درون‌گروی، نسبت به نظریه‌های بدیل نشان دهد. در بخش دوم، شکاکیت در باب عالم خارج را بررسی می‌کند و از طریق «ترجمه‌ناپذیریِ گزاره‌هایِ شیئی» و «اصلِ بداهت» نشان می‌دهد که این نوع شکاکیت خودشکن است.

کتاب چیستی و امکان معرفت تألیف عبدالرسول کشفی به همت سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) به بهای ۲۶ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...