در همیشه تاریخ، ایرانیان مناسباتی دوستانه با همسایگان داشته‌اند که این حکایت دوستی و هم‌آوایی را اکنون می‌توان در کتاب «روابط فرهنگی ایرانیان و ترکان» نوشته کامروز خسروی جاوید مشاهده و مطالعه کرد. بی‌شک روابط فرهنگی میان ایرانیان و ترکان از اهمیت و گستردگی بسزایی برخوردار است و در این کتاب کوشش شده به شاخص‌ترین وجوه این روابط پرداخته شود.

روابط فرهنگی ایرانیان و ترکان» نوشته کامروز خسروی جاوید

در مقدمه اثر می‌خوانیم که تاریخ‌‌نگاری فرهنگی و بررسی تاریخ اجتماعی یکی از مهم‌ترین مباحث و شاخه‌های علم تاریخ در عصر مدرن را شکل می‌دهد و یکی از گرایش‌های این تاریخ‌نگاری، بررسی مناسبت‌های اجتماعی میان ملت‌های همسایه و دادوستدهای فرهنگی میان آنهاست. مبانی تئوریک این پژوهش بر اساس نظریه‌ی «تبادلات فرهنگی» شکل گرفته که بر اساس آن، دادوستد و وام‌گیری فرهنگی میان قوم‌های همسایه و نیز قوم‌های مهاجم و زیردستان بومی آنها، از اساسی‌ترین پدیده‌های تمدن به شمار می‌رود. این نظریه بر مهاجرت پی‌درپی قوم‌ها و نشستن آنها بر جای یکدیگر و تأثیرپذیری تازه‌واردان از قوم‌های بومی، به‌ویژه در امور فرهنگی، دینی، هنری و ادبی تأکید بسیار دارد.

هرچند تاریخ سیاسی ایرانیان و ترکان از سوی محققان ایرانی و بیگانه‌ی بسیاری مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته، اما مسئله‌ی روابط فرهنگی موجود میان ایرانیان و ترکان و تأثیرات اجتماعی‌ای که این دو بر یکدیگر داشته‌اند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اهمیت موضوع برای دریافت و شناخت بهتر زندگی اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در این بخش از تاریخ به این مسئله در این کتاب پرداخته شده است.

همسایگی قوم‌های ایرانی با ترکان باستان؛ تأثیرات دینی؛ آیین‌های خاکسپاری و سوگواری؛ اسطوره‌های بینادگری، فرهنگ پهلوانی و مفهوم شهریاری در نزد ترکان؛ مفهوم توران و روابط فرهنگی و اجتماعی ایرانیان و ترکان در سده‌های نخستین اسلامی نام شش فصل این کتابند.

در فصل اول کتاب به همسایگی قوم‌های ایرانی با ترکان باستان اشاره شده و همچنین جغرافیای اوراسیا بررسی شده است.
در دومین فصل تاثیرات دینی مورد مطالعه قرار گرفته و آمده است که: بی‌گمان دین از مهم‌ترین و اساسی‌‌ترین نمودهای زیست انسانی و ارکان زندگی اجتماعی و فرهنگی مردمان است. در جامعه‌ی باستانی مذهب به مثابه‌ی ستون فقرات اجتماع، ژرف‌ترین و پردامنه‌ترین تأثیرها را بر ساختار اجتماعی، تنظیم مناسبات آن و رفتارهای اخلاقی، جهان‌بینی و نگرش به پدیدارهای عالم، فلسفه‌ی سیاسی و شکل و صورت و غایت سیاست‌ورزی و حکمرانی، آداب و مراسم آیینی و اساطیری داشته است.
بی‌تردید مراسم آیینی خاکسپاری به همراه آیین مذهبی قوم‌های گوناگون ایرانی به میان ترکان راه یافته است. در فصل سوم کوشیده شده ردپای تأثیرات دینی و آیینی بویژه آیین‌های خاکسپاری و سوگواری مورد بررسی قرار گرفته و ویژگی‌های مشترک آن نشان داده شود.

در چهارمین فصل سراغ قصه‌ها و اسطوره‌ها می‌رویم: قوم‌های گوناگون ایرانی و نیز ترکان روایت‌ها و قصه‌های بسیاری درباره‌ی نیای نخستین و نیز زایش و بالندگی او در میان این قوم‌ها داشته‌اند. به نظر می‌رسد در بسیاری موارد اینگونه روایت‌های اسطوره‌ای آغازین به همراه اسطوره‌ها و آیین‌های دیگر در چارچوب نفوذ دین‌ها و باورها و نیز شیوه‌های زندگی قوم‌های ایران به میان ترکان باستان راه یافته باشد...

فصل پنجم کتاب اختصاص به بررسی مفهوم توران و هویت قومی و نژادی تورانیان دارد: تا پایان قرن نوزدهم تورانی‌ها و هویت آنها میان شرق‌شناسان موضوعی مناقشه‌انگیز بوده است. اما با شکوفایی عصر علمی، گسترش تحقیقات شرق‌شناسی و دست‌آوردهای نوینی که به یاری کاوش‌های گسترده و پرشمار باستان‌شناسی از یک‌سو و پیشرفت و دقیق‌تر شدن دانش‌های دیگر به دست آمد، اندک‌اندک پرتو بیشتری بر این بخش کم‌شناخته‌ی تاریخ مشرق‌زمین افتاد.

در فصل پایانی کتاب نخست با بهره‌گیری از کتاب‌های تاریخ‌نگاران سده‌های نخستین به وضعیت قومی و جغرافیایی جمعیتی و فرهنگی منطقه‌ی آسیای مرکزی ایرانی پرداخته شده و سپس مطالبی خواندنی درباره‌ی پیامدهای ورود ترکان به جهان ایرانی و مناسبات میان ایرانیان و ترکان در دستگاه حکومتی پس از سامانیان ارائه شده است: در عهد باستان ساکنان استپ‌های آسیای مرکزی و داخلی را قوم‌های ایرانی سکایی ـ سرمتی و ماساژت‌ها شکل می‌دادند؛ اما از واپسین دهه‌های عهد ساسانی، با از راه رسیدن ترکان، تغییراتی در بافت قومی استپ روی داد و اندک‌اندک قوم‌های ترک جایگزین تیره‌های ایرانی کوچنده شدند...

کتاب «روابط فرهنگی ایرانیان و ترکان» نوشته کامروز خسروی جاوید در ۳۲۰ صفحه توسط هزار کرمان رهسپار بازار کتاب شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...