تاریخ عباسی؛ کتابی تاریخی به فارسی مشتمل بر تاریخ ایران از اواخر سلطنت شاه طهماسب اول صفوی تا اواخر بیست و پنجمین سال سلطنت شاه عباس اول در 1020 تألیف "جلال الدین محمد بن عبدالله منجم یزدی". مؤلف این کتاب خود را "ملا جلال منجم" و "جلال الدین محمد منجم یزدی" معرفی کرده و "اسکندر منشی" از او با عنوان "عمدة المنجمین" یاد کرده است. از تاریخ تولدش اطلاع دقیقی در دست نیست. از نسبت او پیداست که اهل یزد بوده است. ملا جلال سال‌ها در گیلان منجم "احمدخان گیلانی" بوده و به منجمی شهرتی تام یافت.

وی کتاب نجومی خود "تحفه خانی" را به "خان احمد خان" اهدا کرد. ملاجلال از 994 تا 1028 ملازم شاه عباس اول بود و برای او محاسبات نجومی و ریاضی می‌نمود و در تصمیم‌گیری‌هایش مؤثر بود. او در 1029 درگذشت. ملا کمال منجم مؤلف "زبدة التواریخ" فرزند او بود.

"تاریخ عباسی" مقدمه و عنوان ندارد و معلوم نیست چرا به این نام شهرت یافته است. در نسخه‌ای که از آن در کتابخانه ملی (ش 310) موجود است نام کتاب "روزنامه ملاجلال در احوال شاه عباس" ذکر شده است.

این کتاب با بیان نسب شاه عباس اول از جانب پدر و مادر آغاز می‌شود. مطالب کتاب عبارتند از: حوادث تاریخ صفویان از مرگ شاه طهماسب اول در 984 ، کشته شدن حیدرمیرزا و وقایع بعد از آن مرگ شاه اسماعیل دوم در 985 و حوادث بعد از مرگ او، حوادث دوره محمد خدابنده (985ـ996) حوادث زمان شاه عباس اول از 996 تا 1020 و نیز عزیمت ولی محمدجان خان استراخان از سلسله جانیان در این سال به ایران و کمک خواستن او از شاه عباس برای بازگشت به سلطنت.

از آنجا که نویسنده همراه شاه عباس اول بوده است از خلال نوشته‌های او بخوبی می‌توان از خصوصیات شاه عباس نحوه برخوردش با متخلفان و رفتارش با اهل تسنن، صوفیه، نقطویه، مسیحیان و یهودیان آشنا شد. از دیگر محسنات کتاب ذکر روز و ساعت وقوع حوادث مهم است که ماده تاریخ‌های مناسب به ضبط و حفظ آن کمک کرده است. عبارات کتاب بسیار روان و ساده است و مؤلف هیچگاه درصدد عبارت‌پردازی به شیوه‌های مرسوم آن زمان نبوده است. مؤلف در این کتاب قریب 350 بیت شعر آورده که برخی از خود اوست. استفاده مناسب از اشعار و لغات موجب اشتمال کتاب بر نکات اجتماعی و ادبی شده است.

در تاریخ عباسی اشتباهات تاریخی نیز دیده می‌شود از جمله تولد اسماعیل میرزا در 1012 نوشته شده است. اما دیگر مورخان از جمله "اسکندر منشی" آن را در 1010 نوشته‌اند. "تاریخ عباسی" را اولین بار در 1366ش "سیف الله وحیدنیا" بر اساس نسخه کتابخانه ملی و نسخه کتابخانه ملک در تهران چاپ کرد. این چاپ با توجه به اینکه اختلاطی از این دو نسخه است مغلوط است.

سیدسعید میرمحمدصادق. دانشنامه جهان اسلام

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...