بر ما چنین گذشته است | الف


«كتابها و آدمها»، تازه ترین اثر مهران افشاری که به همت نشر چشمه وارد بازار کتاب شده است، مجموعه ای از 15 گفتار ساده و خواندنی درباره زبان و ادبیات فارسی، تاریخ فرهنگی ایران و همچنین گزیده‌ای از شعر و نثر است که با رویکردی غیر تخصصی و برای عموم علاقه مندان و دوستداران این حوزه نوشته شده است.

كتابها و آدمها مهران افشاری

برای آنها که با نام مهران افشاری آشنا هستند، این کتاب اثری متفاوت محسوب می شود که نه براساس پژوهش های درازدامن او در تاریخ و فرهنگ این سرزمین که براساس تجربیاتش در آشنایی با کتابها و آدمها شکل گرفته است.

پر بیراه نیست اگر آن را به نوعی بازتاب دهنده بخشی از زندگی ادبی مولف در نظر بگیریم. او در این کتاب از آغاز آشنایی خود با ادبیات فارسی و نخستین کتاب‌هایی که در این زمینه خوانده و در ذهنش یاد آن‌ها نقش بسته است سخن می گوید از اساتید، یاران و نویسندگانی که با آنها در حشر و نشر بوده و به نوعی در زندگی او تاثیر گذاشته اند سخن گفته و خلاصه مهران افشاری در این اثر خواندنی و جذاب كوشیده است تا تجربه‌هایی را كه طی نیم قرن زندگی همراه و همپا با زبان و ادبیات فارسی، زندگی با کتابها و آشنایی شخصیت ها بدست آورده در اختیار خوانندگان بگذارد.

از این حیث نیز باید گفت كه «كتابها و آدمها»، در نوع خود اثری متفاوت در عرصه ادبیات فارسی است، چرا كه اهل فرهنگ و ادب کمتر در زمان حیات بدین تجربیات توجه کرده و بازگویی روایت آن را برای دیگران مفید فایده و خواندنی محسوب می کنند؛ در صورتی که اگر درست و بجا عرضه شوند، افزون بر خواندنی بودن بسیار آموزنده نیز خواهند بود.

از این منظر شاید بتوان خصوصیت اصلی این اثر را ارائه بدون چشم داشت تجارب و دریافت هایی دانست كه نویسنده اثر آنها را در سیر و سلوكش با كتاب ها و آدم های این حوزه اندوخته است. به زعم مهران افشاری، این اثر هیچ مقاله تحقیقی متخصصانه و یا سخنان و سخنرانی علمی و پیچیده ای را در بر نمی گیرد. برای خوانندگانی كه از نویسنده این اثر، تنها بحث های تخصصی و مقالات تحقیقی را انتظار داشتند، گفتارهایی «كتابها و آدمها»، بسیار ساده پیرامون ادبیات جلوه نماید؛ اما به اعتقاد افشاری، خواندن اثر حاضر برای همه فارسی زبانان، سودمند خواهد بود. به خصوص برای جوانان و علاقه مندانی كه می خواهند از گذشته فرهنگ و ادبیات فارسی در ایران، بیشتر و بهتر بدانند.

افشاری در دیباچه كتاب پیشین خود یعنی «نكته های ناگفته» (تهران، نشر زاوش، 1393)، شرح داده بود كه بر اساس آن چه در جهان پیشرفته امروزی متداول است، مقاله تحقیقی (Article)، یادداشت (Note) و گفتار (Essay)، هر سه از لحاظ صورت و محتوا با همدیگر فرق دارند، اما متأسفانه نزد بیشتر مؤلفان ایرانی باب شده است كه آن ها را در هم بریزند و از هم تفكیك نكنند.

مهران افشاری در تألیفات متعدد خود کوشیده با بیان نظری تفاوت مقاله و یادداشت و گفتار، به شکل عملی نیز ساحت این سه مقوله را از هم جدا بكند؛ آن چه افشاری در این كتاب عرضه می كند، صرفاً گفتار (Essay)است.

بخش نخست كتاب «كتابها و آدمها» تحت عنوان «كتابها»، شامل 10 گفتار درباره برخی از آثار ادبیات فارسی از شاهنامه حكیم ابولقاسم فردوسی تا اشعار فروغ فرخزاد است. این بخش نقدها و تحلیل های نویسنده درباره كتاب هایی كه به عنوان آثاری تاثیر گذار از گذشته در خاطرش باقی مانده را شامل می شود. بخش دوم كتاب با عنوان «آدمها» درباره 5 تن از شخصیت های برجسته ادبی، علمی و فرهنگی ایران در دوره معاصر است كه به قول نویسنده، سعادت دوستی و همنشینی با آنان را داشته و از محضرشان نكته ها آموخته و خاطرات آن بزرگان را برای ثبت در تاریخ بازگفته است. این چهره ها که هم معرفی می شوند و هم خاطراتی خواندنی از آنها روایت شده عبارتند از: کتایون مزداپور، عبدالحسین حائری، عبدالحسین زرین کوب، ایرج افشار و محمدامین ریاحی.

افشاری در «كتابها و آدمها» کوشیده مطالبی را بنویسد كه برای شناخت فرهنگ و ادبیات ایران سودمند و برای خواننده عمدتاً جوان امروزی، آموزنده و جذاب باشد. او در پایان هر پانزده گفتار این کتاب نمونه ای كوتاه از شعر (نظم) یا نثر مرتبط با آن مبحث را هم آورده است تا خواننده را با موضوعی كه مطالعه كرده، بیشتر آشنا كند.

در یك نگاه کلی، باید گفت كه این كتاب ماحصل نیم قرن زندگی نویسنده آن است؛ یک زندگی متفاوت با اکثریت قریب به اتفاق مردم این سرزمین؛ با خوشی ها و رنج های خاص خود. افشاری در بخشی از مقدمهبا ارجاع به نص صریح این آیه مباركه «لقد خلقنا الانسان فی كبد: به راستی كه نوع انسان را در رنج و مشقت آفریدیم» در قرآن كریم، به زیبایی بدین نکته اشاره دارد که زندگی اش یكسره پر از رنج و كوشش بوده؛ البته به جز اوقات شیرینی كه با كتاب و نویسندگان كتاب ها پیوند داشته است!

مهران افشاری› در «كتابها و آدمها»، می کوشد به شیوه خود، از ایام رفته سخن گفته و به شرح زندگی ادبی‌اش بپردازد تا این بار به اتفاق به واکاوی آنچه از سرگذرانده بپردازند: از آغاز آشنایی مهران افشاری با سرچشمه عظیم و غنی زبان و ادبیات فارسی، از روزگاری که فرصت خواندن آثار ارزنده گنجینه فرهنگ ادب ایران برای او فراهم آمده، از شانس هم صحبتی و همنشینی با بزرگان اندیشه و ادبی معاصر و... سرانجام با پشت سرگذاشت این فراز فرودها به جایی رسیده که گویی چاره ای جز مکتوب کردن آنها در قالب «كتابها و آدمها»، نداشته است.

«كتابها و آدمها»ی مهران افشاری، تجربه جذاب و شیرینی است كه جرعه جرعه به كام خوانندگان اثر ریخته می شود تا آنان از لب چون لعل او بنوشند و گوش فرا بدهند كه در نیم قرن تاریخی از زندگی افشاری، او چه تجربه ها و دانش افزایی های پر فراز و نشیبی را از سر گذرانده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...