محمود فاضلی |  اعتماد


آقای الکسیس چیپراس نخست وزیر پیشین یونان از حزب ائتلاف چپ این کشور (دوره چهار ساله ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹) کتاب جدید خود بنام «ایثاکی» (منزلگاه آرمانی؛ نمادی از مقصدِ یک سفر دشوار برگرفته از اسطورهٔ اودیسه) را در 762 صفحه منتشر کرد. کتاب از سوی انتشارات «گوتنبرگ» منتشر شده است.

خاطرات نخست وزیر پیشین یونان

عنوان کتاب از اثر هومر، بنام «اودیسه»، الهام گرفته است که در آن اودسیئوس، پادشاه ایثاکی، چندین سال در سفر است و تلاش دارد به خانه خود یعنی ایثاکی بازگردد و در این مسیر با چالش‎های گوناگون مواجه می‎شود. در این سفر که ده سال به درازا می‌انجامد ماجراهای مختلف و خطیری برای وی و همراهانش پیش آمد و در نهایت اودسیئوس ا که همگان گمان می‌نمودند کشته شده، به وطن خود بازگشته و دست متجاوزان را از سرزمین و زن و فرزند خود کوتاه می‌کند. داستان این کتاب، ماجراهای شاه اودسیئوس و همراهان او پس از جنگ تروآ و بازگشت به وطن است. در بسیاری از زبان‌ها «اودیسه» هم‌معنای سرگردانی و آوارگی است. اودیسه در کنار ایلیاد، دومین اثر حماسی هومر، داستان‌سرای یونانی است. این کتاب که در اواخر قرن ۸ پیش از میلاد مسیح نوشته شده یکی از تأثیرگذارترین آثار ادبیات مغرب زمین به‌شمار می‌آید.

نویسنده هم جریان سفر پر چالش و پر خطر خود در دنیای سیاست را شرح داده و سرانجام به خود یعنی به «ایثاکی» بازگشته است. در فرهنگ یونانی با الهام گیری از اودیسه، از این واژه استفاده می‎شود که همگی یک ایثاکی دارند که تلاش می کنند به آن برسند. چیپراس که در سال ۲۰۰۸ رهبر حزب چپ‌گرای رادیکال سیریزا شد، نظاره‌گر صعود شتابان این حزب بود؛ صعودی که در نهایت به انتخاب او به‌عنوان نخست‌وزیر یونان در سال ۲۰۱۵ انجامید.

چیپراس با قدرتی بی‌نظیر وقایعی را که یونان و اروپا را در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ تکان داد، ثبت کرده است. ظلم وام‌دهندگان، برنامه‌های اخراج کشور از اتحادیه اروپا، بانک‌های تعطیل‌شده، برگزاری همه‌پرسی در یونان، جلسات با رهبران خارجی مانند مرکل، اولاند، پوتین، واکنش‌های مخالفان آن زمان، تلاش‌های طاقت‌فرسای دولت یونان برای رهایی کشور از مارپیچ تفاهم‌نامه‌ها، مجموعه روایت هایی است که این کتاب را جذاب کرده است. روایت‎های جذاب و کوتاه کتاب در ۱۱ فصل مستند شده است.

علاوه بر این، او ارزش‌ها، مسیرها و شرایطی را که هم خود نویسنده و هم مسیر کشور را شکل داده‌اند، به اشتراک گذاشته است. او پاسخ‌هایی برای چگونگی‌ها و چرایی‌ها، خارج از تحریفی که حقیقت از تبلیغات سال‌های اخیر متحمل شده است، ارائه کرده است. او در کتابش همچنین پاسخ‌هایی برای تحولات پس از سال ۲۰۱۹ داده است. به چگونگی‌ها و چرایی‌هایی که منجر به بحران حزب ائتلاف چپ شد، که از یک حزب اعتراضی کوچک به یک حزب بزرگ تبدیل شد، حزبی که در نبرد برای رهایی کشور از محدودیت‌های ورشکستگی پیروز شد، اما در نبرد با آسیب‌های داخلی و خودش شکست خورد.

کتاب «ایثاکی» نوشته چیپراس کتابی درباره گذشته نیست، بلکه نشانه‎هایی از امید و چشم‌انداز برای آینده است. نویسنده با هر رویداد، هر افشاگری، هر انتقاد و ارزیابی خودانتقادی نه به‎عنوان موضوعی برای بایگانی دیروز، بلکه به‎عنوان موضوعی برای تأمل برای امروز و فردا برخورد می‌کند. به‎عنوان فرصتی برای او، و همچنین برای کسانی که هنوز بر چشم‌انداز یک یونان عادلانه اصرار دارند، تا نه تنها در مورد «آنچه انجام گرفته است» بلکه در مورد آنچه «باید انجام گیرد» تأمل کنند، خواهد بود.

کتاب چیپراس در دو سطح عمل می‌کند: از یک سو، عذرخواهی شخصی و در عین حال دفاع از انتخاب‌های اوست. از سوی دیگر، به‎عنوان روایتی افشاگرانه از پیشینه سیاسی عمل می‌کند که مردم یونان تنها از طریق قطعات و افشاگری‌ها آن را شناخته‌اند. چیپراس لحظات، گفتگوها و احساساتی را ثبت می‌کند که (همانطور که خودش اصرار دارد) آشفته‌ترین دوره سیاسی دوران پس از ائتلاف چپ بخواند بازگو کرده است.

او در کتابش روزهای سخت یونان و شکاف در اردوگاه چپ را بازخوانی کرده است. او در حمله‌ای تند به «یانیس واروفاکیس»، وزیر دارایی سابقش، ادعا کرده که هیچ‌کس نمی‌توانسته این اقتصاددان آتشین‌مزاج را تحمل کند. او در کتابش بسیاری از یاران پیشینش را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است واروفاکیس «بیش از آنکه اقتصاددان باشد یک چهرهٔ مشهور بود» و هنگام انتصاب او به‌عنوان وزیر دارایی در ابَربحران بدهی یونان در سال ۲۰۱۵، «عامل انسانی» را دست‌کم گرفته بود. واروفاکیس از یک «سرمایه» به یک «شخصیت منفی» بدل شد. نه تنها متحدان بالقوهٔ ما نمی‌توانستند او را تحمل کنند، بلکه همکاران خودش هم طاقت او را نداشتند. خودمحور بود.

انتشار کتاب جدید چیپراس علاقه بی‌سابقه‌ای را در میان خوانندگان و رسانه‌ها ایجاد کرده است. کتابفروشی‌ها در پنج ساعت اول ۸۰٪ از نسخه‌های خود را فروختند و یکی از بالاترین سرعت‌های فروش در بازار یونان را ثبت کردند. افزایش تقاضا باعث شد که انتشارات به چاپ‌های متوالی، روی آورد، که البته به‎دلیل کمبود کاغذ محدود بود. در عرض یک روز، فروش از 20 هزار نسخه فراتر رفت که برای این کشور کم سابقه تلقی می‎شود. این کتاب به یکی از بزرگ‎ترین موفقیت‌های تجاری سال‌های اخیر در یونان تبدیل شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...