کتاب «در میان سرخپوست‌ها»؛ خاطرات شفاهی دانشجویان عدالت‌خواه به کشور بولیوی، توسط انتشارات «راه یار» منتشر و راهی بازار نشر شد.

در میان سرخپوست‌ها خاطرات شفاهی دانشجویان عدالت‌خواه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، در مقدمه این کتاب که تحقیق ‌و تدوین آن برعهده احسان دهقانی و امین سردارآبادی بوده است، چنین می‌خوانیم: «مجموعه پیشِ رو، تلاشی است برای نشان دادن زحمات گروه اعزامی جنبش عدالت‌خواه دانشجویی به کنفرانس بین‌المللی «تغییرات آب و هوا و حقوق مادر زمین» در بولیوی. این مجموعه شامل خاطراتی از هیئت اعزامی به انضمام مقالات فکری است که به کمک آن‌ها فضای آمریکای لاتین و نقش آنها را در مناسبات بین‌المللی نشان دهد و اشتراک ایران و کشورهای آمریکای لاتین را مطرح کند.»

در بخشی از این کتاب نیز که اولین عنوان ناشر در رده تاریخ شفاهی «جنبش دانشجویی» شمرده می‌شود، این‌طور آمده است: «در آن آفتاب ملایم پاییزی، لباس‌های رنگارنگ مردم جلوه خاصی دارد. همه جا پر از رنگ است؛ لباس‌های رنگی، پرچم‌های رنگی. مردم محلی با همان لباس‌های سخت‌پوش و پر از جزئیات حاضر شده‌اند. بعضی‌ها چیزی شبیه اسپند دود کرده‌اند و میان مردم می‌چرخند. چند نفری با لباس و آرایش سرخ‌پوستی در محوطه ورزشگاه هستند. حضورشان کاملا جلب توجه می‌کند و خیلی‌ها می‌خواهند با آن‌ها عکس بگیرند. یکی از سرخ‌پوست‌ها با لباس عجیب محلی مرا می‌بیند و به سمتم می‌آید. می‌خواهد عکس بگیرد. خنده‌ام می‌گیرد و عکس می‌گیریم. سوژه عکس دیگران، مرا سوژه عکس خودش کرده است. ظاهرا در آن جمع، من از او هم عجیب‌ترم!»

کتاب «در میان سرخپوست‌ها»، در ۱۹۲صفحه، شمارگان ۱۰۰۰نسخه و با قیمت ۲۷هزار تومان توسط انتشارات «راه یار» منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...