جلد اول از مجموعه «موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران» به همت محمد وثوقی منتشر شد.

زندگی و کارنامه‌ی محمود زینی، بنیانگذار گروه صنعتی لایکو موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران

به گزارش کتاب نیوز، زندگی و کارنامه‌ی محمود زینی، بنیانگذار گروه صنعتی لایکو به روایت محمد وثوقی از سوی نشر نی منتشر شده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

کتاب موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران، زندگی و کارنامه‌ی محمود زینی، بنیانگذار گروه صنعتی لایکو، به دلایل گوناگون درخور مطالعه و باارزش است. نخست، این سرگذشت‌نامه آموزه‌هایی فراوان برای علاقه‌مندان به تاریخ اجتماعی و پژوهشگران اقتصاد و کارآفرینی بومی در بر دارد. دوم این‌که راوی با توصیف جزئیات زندگی شخصی و خانوادگی، چگونگی شکل‌گیری اصول اخلاقی در زندگی اجتماعی و نیز اخلاق حرفه‌ای در کسب‌وکار را، به‌تفصیل، شرح داده است.
کتاب با نقل مصائب، مشکلات، موفقیت‌ها و شکست‌های زندگی یک کارآفرین نشان می‌دهد که فرازوفرودها و گذارهای مهم تجاری همراه با پیشینه‌ی خانوادگی و آموزشی چگونه از او انسانی جهان‌دیده ساخته است. این داده‌ها پهنه‌ای گسترده را برای آزمون نظریه‌های جامعه‌شناسان و تاریخ‌نگاران اقتصادی و اقتصاددانان نهادگرا، که به سرگذشت کارآفرینان اهمیت می‌دهند، پیش روی می‌نهد.
این کتاب از سویی دربردارنده‌ی رهنمودهایی برای قانون‌گذاران و سیاستمداران است تا با شناخت مشکلات کارآفرینان بتوانند عقلانی‌تر سیاست‌گذاری کنند و از سوی دیگر، به خواننده‌ی فرهیخته فرصت می‌دهد تا تصوری واقعی از زندگی یک کارآفرین صنعتی داشته باشد.

«موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران» تالیف محمد وثوقی در 183 صفحه و قیمت 60 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...