هویت و همدلی | آرمان ملی


رنه دنفلد [Rene Denfeld] با نخستین رمانش «مسحور»[The Enchanted]، توانست جایزه‌ فرانسوی پرِکس دو پرِمیر را از آن خود کند و عنوان بهترین کتاب سال اورگونیان را به دست آورد. نویسنده‌های بسیاری نیز در ستایش آن سخن گفتند، از جمله دونالد ری پولاک نویسنده برجسته آمریکایی که برای خواننده فارسی‌زبان نیز شناخته شده است، رنه دنفِلد را «نابغه» برشمرد و نوشت: «او در رمان مسحور با به تصویرکشیدن یکی از هولناک‌ترین مکان‌های دنیا - بند اعدامِ کثیف و نمورِ زندانی آکنده از فساد - یکی از زیباترین، تکان‌دهنده‌ترین و جذاب‌ترین رمان‌هایی را که تابه‌حال خوانده‌ام، ارائه داده است.»

رنه دنفلد [Rene Denfeld] مسحور»[The Enchanted]،

رنه دنفِلد قلب یک جنگجو را دارد و روح یک شاعر را. «مسحور» رمانی درباره‌ هویت و همدلی است؛ رمانی درباره‌ ریشه‌های جُرم، حقایق زندگی در زندان؛ درباره‌ امکان رهایی و توانایی آدم‌هایی که با قوه‌ تخیل به فراسوی جهانِ صرفا مادی می‌روند و به جهان شهودی پای می‌گذارند. در داستان سه شخصیت اصلی و چندین شخصیت فرعی با داستان‌هایی درهم‌تنیده، به‌غایتِ هنرمندی به تصویر کشیده شده‌اند.

در نقطه‌ای از آمریکا و در بند اعدامِ زندانی سنگی، مردی بی‌نام‌‌ونشان و ساکن همیشگیِ سیاهچالی مخوف برای خود لذتی خیالی خلق کرده تا به این طریق نوری بر شب ظلمانی‌اش بتاباند. در داستان می‌خوانیم که او آزاد است با نادیده‌گرفتن شرایط بیرونی، با دیده‌ای سحرآمیز به حصاری که احاطه‌اش کرده بنگرد.

یک کارشناس تخفیف مجازات و محقق قضایی که فقط تحت عنوان بانو در داستان از او نام برده می‌شود، روی پرونده‌ی زندانی‌ای به‌نام یورک کار می‌کند که بعد از دوازده سال حبس در بند اعدام، تصمیم گرفته از هر استیناف دیگری امتناع کند. بانو از سوی وکلای یورک استخدام شده تا نگاهی به پرونده‌‌اش بیاندازد. ما همراه بانو گذشته‌ هولناک یورک را از زیر خاک بیرون می‌کشیم تا بفهمیم کیست و چرا از آنجا سر درآورده است. بانو خودش هم سرگذشتی دارد که روی توانایی‌اش برای برقراری ارتباط با موکلانش تأثیرگذار است. یک کشیش تبعیدی نیز در زندان حضور دارد تا پاسخگوی نیازهای مذهبی زندانیان باشد؛ کشیشی که خود رازی در دل دارد که به‌شدت خواهان اعتراف به آن است. اما زمانی که بار خود را سبک کند و رازش را با زندانیان در میان بگذارد، آیا دیگر کسی واقعا خواهان ملاقات با او خواهد بود؟

بخش اعظم این رمان درباره‌ دیدن و دیده‌شدن است؛ درباره‌ جُرم، مجازات و بخشش. نقش بانو در داستان دیدن زندانیان‌ است؛ دیدنِ سرگذشت‌شان؛ دیدنِ آنچه زیر چهره‌ کریه‌شان پنهان است. او زنی مورد ستایش و احترام است تا وقتی که خودش زیادی آفتابی نشود. بسیاری از زندانیان و نگهبانان دقیقا به این علت آنجا دوام آورده‌اند که موفق شده‌اند از چشم دیگران پنهان بمانند. زندان مکانی است خطرناک برای دیده‌شدن.

دِنفلد یک تخته‌سنگ خیس را بلند می‌کند تا شبکه‌ پر از لار و حشره‌ اداره‌ غیررسمی زندان را، حتی با داشتن سرپرستی به‌ظاهر شرافتمند، آشکار کند و نیز فساد و بی‌رحمی‌هایی را که بر این دنیا حاکم است. داستان از هم‌پیمانیِ نگهبانان فاسد با زندانیان حیوان‌صفت برای رسیدن به منافعی دوطرفه‌ پرده برمی‌دارد و جزییات چشمگیری را درباره‌ زندگی در زندان افشا می‌کند؛ اینکه چرا سینی‌های غذا فلزی‌اند و پلاستیکی نیستند؛ اینکه اجساد چطور جابه‌جا می‌شوند؛ چه وقایعی مخرب انگاشته می‌شوند و چه وقایعی بهبودی‌بخش.

خطوط داستان از آنچه بانو درباره‌ یورک کشف می‌کند حکایت دارد؛ و نیز از بلاهایی که بر سر زندانبان جدید، جوانی سفیدمو، می‌آید. دِنفلد سیستم فاسد زندان را به نمایش می‌گذارد و تکه‌تکه‌هایی از داستان زندانیِ بی‌نام را روایت می‌کند. به‌راستی که در داخل آن دیوارهای سنگی و نیز خارج از آن اهریمنانی وجود دارند که زیبایی و معصومیت را به تباهی می‌کشند. اما در این دوزخی که ناامیدی در آن به اوج رسیده و همه‌ امیدها به یأس بدل شده، جادویی از جنس دیگر شکل می‌گیرد. زندگی در چنین جایی شاید سخت باشد و مرگ شاید قریب‌الوقوع، اما استقبال از اسب‌های زرین زیرزمینی، حضور آدم‌کوچولو‌های چکش‌به‌دست و سفر با شخصیت‌های یک کتاب، می‌تواند آدم را به دنیایی فراتر از دنیای مادی پرتاب کند.

آیا راه نجاتی برای این مردانِ محکوم‌به‌مرگ، بابت جرایم هولناکی که مرتکب شده‌اند، وجود خواهد داشت؟ آیا باید بابت این جرایم، چه بخواهند و چه نخواهند، پذیرای مرگ باشند؟ اگر بخشیده شوند و زنده بمانند، آیا زندگی سخت‌تر و حتی بی‌رحمانه‌تر برایشان نخواهد بود؟

[«مسحور» با ترجمه مهسا خراسانی و توسط نشر خوب منتشر شده است.]

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...