واسیلیس واسیلیکوس [Vassilis Vassilikos] نویسنده «Z» که به تازگی درگذشت، پس از نیکوس کازانتزاکیس مشهورترین رمان‌نویس یونانی در جهان محسوب می‌شود.

واسیلیس واسیلیکوس [Vassilis Vassilikos]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، واسیلیس واسیلیکوس، نویسنده بسیار تحسین شده یونانی که بیشتر با رمان سیاسی خود«Z» که سال ۱۹۶۷ منتشر شد شناخته شده است، در ۹۰ سالگی درگذشت.

واسیلیکوس که ۱۸ نوامبر ۱۹۳۳ در کاوالا به دنیا آمده بود، از دبیرستان کاریوتاکی در کاوالا و کالج آمریکایی آناتولی در تسالونیکی فارغ‌التحصیل شد. او بعدها تحصیلات خود را در رشته حقوق در دانشگاه ارسطو تسالونیکی و کارگردانی تلویزیونی را در دانشکده نمایش دانشگاه ییل در نیوهیون، کانکتیکات دنبال کرد و برای کار به عنوان روزنامه‌نگار به آتن بازگشت.

وی به دلیل فعالیت سیاسی پس از کودتای ۱۹۶۷ مجبور به تبعیدی ۷ ساله شد تا از دیکتاتوری نظامی یونان فرار کند و در این مدت در ایتالیا، فرانسه و آمریکا (نیویورک) اقامت گزید و به کار پرداخت. پس از سقوط رژیم نظامی هم وی تا سال ۱۹۹۴ در خارج از کشور زندگی و کار کرد و در این میان یک دوره ۳ ساله از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ هم بود که در این دوره او در دولت سوسیالیستی آندریاس پاپاندرئو به عنوان معاون مدیرکل پخش عمومی رادیو و تلویزیون ملی خدمت کرد.

واسیلیکوس در زندگی حرفه‌ای خود نقش‌های مختلفی از جمله دستیار کارگردان در تولیدات خارجی، کارگردان فیلم مستند، فیلمنامه‌نویس، تدوینگر فیلمنامه، طراح برنامه در تلویزیون «آرته» (۱۹۹۰-۱۹۹۳)، روزنامه نگار و نویسنده داشت.

واسیلیکوس که شخصیتی بسیار پربار بود، بیش از ۱۰۰ کتاب نوشته که دربرگیرنده رمان، نمایشنامه و شعر است. وی به عنوان نویسنده در دهه ۱۹۵۰ شروع به کار کرد و نخستین مجموعه شعر او به نام «عشق عصر» در سال ۱۹۵۵ منتشر شد. در این دهه چندین جلد شعر و داستان از وی منتشر شد و در دهه ۱۹۶۰ وی با انتشار سه‌گانه «برگ»، «خوب» و «افانگلیسم» ۱۲ جایزه ملی کسب کرد و سال ۱۹۷۰ جایزه بین‌المللی مدیترانه را بر افتخاراتش افزود. سال ۱۹۸۰ «آخرین وداع» وی جایزه داستان کوتاه ملی یونان را برد، ولی او حاضر به پذیرش آن نشد.

مشهورترین اثر او رمان سیاسی «Z» در سال ۱۹۶۷ است که به ۳۲ زبان ترجمه شده و با فیلم تحسین شده «Z» به کارگردانی کوستا گاوراس با موسیقی میکیس تئودوراکیس ماندگار شده است. این کتاب گزارشی از وقایع مربوط به ترور گریگوریس لامبراکیس، سیاستمدار دموکرات یونانی در سال ۱۹۶۳ را روایت کرده است.

وی در نوشتن فیلمنامه فیلم «زهره کوچک» با کارگردان یونانی نیکوس کوندوروس همکاری کرد و فیلمنامه «زنان تروا» را هم سال ۱۹۷۵ نوشت که به کارگردانی مایکل کاکویانیس و با بازی کاترین هپبورن و ونسا ردگریو ساخته شد. او همچنین از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ ریاست مرکز فیلم یونان را برعهده داشت.

این نویسنده همچنین کتاب‌های متعددی درباره تاریخ و فرهنگ یونان نوشته و در زمینه ترویج ادبیات و هنر یونان مشارکت داشته و برای حفظ محیط زیست طبیعی یونان و آثار فرهنگی آن تلاش بسیار کرد. وی که از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ به عنوان سفیر یونان در یونسکو خدمت کرد، پس از نیکوس کازانتزاکیس و یانیس ریتسوس و کنستانتینوس کاوافیس ۲ شاعر مشهور یونانی، مشهورترین نویسنده یونانی است که با ترجمه آثارش در جهان شناخته می‌شود.

واسیلیکوس سال ۲۰۱۴ در انتخابات محلی یونان نامزد شهر آتن بود و در انتخابات پارلمانی یونان در سال ۲۰۱۹، با حزب چپ‌گرای سیریزا به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد. او دکترای افتخاری دانشگاه پاتراس در گروه فیلولوژی و جایزه لژیون دونور ادبیات و هنر جمهوری فرانسه را در سال ۱۹۸۴ دریافت کرد و عضو پارلمان بین‌المللی نویسندگان مستقر در استراسبورگ و عضو هیات مدیره نویسندگان فرانسوی بود.

واسیلیکوس با پاپانتونیو ازدواج کرد و یک دختر از آنها به جای مانده است.

این نویسنده و دیپلمات شناخته شده پنج‌شنبه در ۹۰ سالگی از دنیا رفت و دوشنبه چهارم دسامبر در گورستان قدیمی شهر آتن به خاک سپرده شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...