جبران خلیل جبران

09 فروردین 1398

جبران-خلیل-جبران

در لبنان زاده شد، جوانی را همان‌جا گذراند. پس از آن به پاریس سفر کرد و سه سال در این شهر اقامت کرد و بنا به قولی در مدرسه‌ی هنرهای زیبا نزد رودن نقاش و مجسمه‌ساز معروف به تحصیل نقاشی پرداخت. جبران پس از آن به آمریکا مهاجرت کرد و قسمتی از آثار خود را به زبان انگلیسی نوشت...

جبران خلیل جبران Jobran, Khalil Jobran شاعر و نویسنده‌ی لبنانی (1883-1931) جبران بن خلیل در لبنان زاده شد، جوانی را همان‌جا گذراند. پس از آن به پاریس سفر کرد و سه سال در این شهر اقامت کرد و بنا به قولی در مدرسه‌ی هنرهای زیبا نزد رودن نقاش و مجسمه‌ساز معروف به تحصیل نقاشی پرداخت. جبران پس از آن به آمریکا مهاجرت کرد و قسمتی از آثار خود را به زبان انگلیسی نوشت مانند پیامبر The Prophet، ماسه و کف Sand and Foam، فرزند انسان The Son of Man و مانند آن. جبران در آمریکا از بزرگترین مردان ادب مهاجر عرب به‌شمار آمد، دیوانی نیز در نیویورک به چاپ رساند. از آثاری که به زبان عربی نوشته است، می‌توان از این کتاب‌ها نام برد: رساله در موسیقی (رسالة فی‌الموسیقی)، روح‌های سرکش (الارواح المتمرده)، بال‌های شکسته (الا جنحة المنکسره)، اشک و تبسم (دمعة و ابتسامة)، بادها (المواصف) و مانند آن. جبران از بنیانگذاران شعر آزاد به شمار می‌آید، نثرش نیز از تازگی و روانی بسیار برخوردار است. موضوع آثار جبران چه در داستان، چه در شعر از رمانتیسمی پراحساس سرچشمه گرفته، حاوی لذت‌ها و سرگرمی‌های دلپذیر نسل جوان عرب در فاصله‌ی دو جنگ بزرگ جهانی و دارای خیال‌انگیزی‌های زیبا می‌باشد. آثار جبران خلیل جبران به زبان عربی در سه جلد فراهم آمده و در بیروت به چاپ رسیده است.

ترجمه به فارسی: ارواح متمرده، بال‌های شکسته، پیامبر، توفان، مارتا، دختر لبنان، جامعه‌ی برن، مجموع کامل آثار.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی  معرفی کتاب نقد کتاب خرید دانلود زندگی نامه بیوگرافی

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...