• 20 اردیبهشت 1399

    زوربای-یونانی-وقتی-خون-زن-حلال-بود-طه-جم

    برای زن بیوه‌ی جزیره‌ی کِرت، از کابین عشق تا آغوش مرگ، فاصله زیادی نیست. تمام مردان جزیره - و حتی بسیاری از زنان - صف کشیده اند تا خونِ زنی که سالهاست در هوسِ هیچ کدام از آنها شریک نشده را بریزند. و عجیب اینکه این حکایتِ همیشه‌ی روزگار بوده و هست. آری! هست. تماشاچیان وحشی و خون ریز ساحل ِ کرت، اکنون جای خود را به تماشاچیان متمدن! و خون ریز شبکه های اجتماعی داده اند. مردان و زنانی که به دیگران به چشم «ابزار» می نگرند؛ نه انسان. ابزاری برای لذت ...

  • 26 اسفند 1384

    نیکوس-کازانتزاکیس

    در شهر گاندی، مرکز جزیره کرت به دنیا آمد و دوران کودکیش در گرماگرم جنگ‌های میهنی کرتیان با عثمانی ها گذشت... در کرت فرقه‌­های گوناگون مسیحی به همراه ترک­های مسلمان همزیستی داشتند... طی مدت دو سال سکونت در جزیره ناکسوس وارد مدرسه فرانسوی صلیب مقدس شد که توسط فرقه فرانسیسکن (پیروان فرانسوا آسیزی) اداره می­‌شد... به مطالعه آثار بودا پرداخت و تحت تأثیر مفهوم نیروانا قرار گرفت. سپس به برلین سفر کرد و رهبری یک گروه کمونیستی را بر عهده گرفت. ...

Loading
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
همه می‌خواهند بشریت را تغییر دهند، اما هیچ‌کس به تغییر دادن خودش فکر نمی‌کند!... اسب‌ها خیلی خوشبختند، چون اگرچه آن‌ها هم مثل ما جنگ را تحمل می‌کنند، اما لااقل کسی از آن‌ها نمی‌خواهد ثبت‌نام کنند و یا وانمود کنند که به کارشان ایمان دارند. اسب‌های بیچاره، ولی آزاد! افسوس که شور و اشتیاق کثافت فقط برای ماست... بهترین کتابی ا‌ست که در دو هزار سال گذشته نوشته شده‌است! ...
نگاه كازانتزاكيس به مسائل سياسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در چين و ژاپن، در روزهای اوج اختلاف ميان چين و ژاپن، روزهايی كه چين در سرازيری سقوط قرار دارد... اروپاييان تفنگ و سفليس و توتون و تجارت برده‌شان را نيز بدين سرزمين بكر (ژاپن) بردند... و هزاران ژاپنی درون كشتی‌ها بار شدند و به عنوان برده در بازارهای دوردست جهان به فروش رسيدند... همه‌چيز از روح بيرون می‌آيد، از لغزنده‌ترين و توصيف‌ناپذيرترين ماده می‌گذرد و دوباره به روح بازمی‌گردد ...
دوران کودکی نویسنده تا ملاقات او با آلکسیس زوربا... کودکی و نوجوانی، برای نویسنده، دوران آگاهی یافتن از ریشه‌های عمیق خود است، ریشه‌های منِ درون و ریشه‌های نژادی، کرتی بودن، پیش از هرچیز، خواستار ارزشهایی است که بهای زندگی را به دست می‌دهد: آزادی،‌ افتخار،‌ حرمت؛ و این خواستن، در صورت لزوم، به قیمت زندگی آدمی تمام می‌شود. ...
سرخ کلاهان (پارتیزان‌های کمونیست که در کوهستان پناه گرفته‌­اند) و سیاه کلاهان (نیروهای دولتی) بر سر دهکده کاستلوس می­‌جنگند... کشیش یاناروس، که میان عشق به عدالت (که او را در جانب پارتیزان‌ها قرار می­‌دهد) و عشق به مسیح (که پارتیزانها انکار می­‌کنند) دوپاره شده است... پسر دستور می دهد که پدر را که قصد دارد تا این دهکده لعنتی را ترک گوید، اعدام کنند. ...
جوانی شهری تصمیم می‌گیرد با کمک مردی یونانی به نام آلکسیس زوربا، که برحسب اتفاق باهم آشنا شده‌اند، به استخراج یک معدن زغال‌سنگ قهوه‌ای بپردازد... بانوی فرانسوی تبعید شده به یک آبادی همجوار... بیوه‌زنی که به ناحق به کشتن جوانی متهم شده است کشته می‌شود... شور و شوقی واقعی به زندگی دارد و فکر و روحش از هرگونه تعصبی عاری است و به ریش همه اندیشه‌ها و باورهای رایج می‌خندد. ...
پس از کشتاری که ترکان از مسیحیان شهر کاندی در کِرت می‌کنند، پهلوان میخالیس یکی از نخستین کسانی است که راه مبارزه مخفی را در پیش می‌گیرد، و آخرین کسی است که در آنجا با رد هرگونه سازش و هر نوع تمکین، جان می‌سپارد... راهزنان، دزدان دریایی، چوپانان، دهقانان و رؤسای خانواده، شعارشان این است: به هیچ قیمتی نباید به آنچه شأن و شرف آدمی را پایین می‌آورد تسلیم شد. ...
مسیح در آن دم که به بالای صلیب می­‌رود تا جان بسپارد، در یک لحظه دستخوش آخرین وسوسه می­‌شود، و آن اینکه به واقع دچار مصایب نشده و زجر و آزار ندیده است، و به جای اینکه راه دشوار ریاضت را طی کرده و مسیح شده باشد؛ زن گرفته، بچه‌­دار شده و در کنار مرثا و مریم [خواهران الیعاذر، همان کسی که به انفاس عیسی دوباره زنده شد] مثل یک انسان ساده و خوشبخت، زندگی را سر می‌کند... این پرنده‌ی شکاریِ همواره گرسنه، به آن هجوم می‌­آورد و نابودش می‌­سازد. ...
جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...