کتاب «یک قاسم و دو کربلا» به قلم مجید سانکهن و روایت نادر نوروزشاد، اولین کتاب مستند داستانی از فرماندهی حاج قاسم سلیمانی در دو عملیات کربلای ۴ و ۵ راهی بازار نشر شد.

یک قاسم و دو کربلا مجید سانکهن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، با اینکه اولین کتاب مستند داستانی است که بر اساس دفاتر راوی و نوارهای مرکز اسناد دفاع مقدس و روایت راوی از فرماندهی حاج قاسم سلیمانی در دو عملیات کربلای ۴و ۵ تألیف شده است؛ اما به هیچ وجه بنای خاطره‌گویی ندارد و در یک مثلث روایی و اسنادی ۱) راوی فرمانده ۲) دفترچه راوی و۳) نوار تألیف شده است‌.

سعی نویسنده در تألیف این کتاب بر این بوده که زمختی روایت‌های پنهان در اسناد جنگ را با دراماتیزه و داستانی کردن آنها برای مخاطب قابل درک و استفاده کند و خواننده را با حاج قاسم در التهابات و حوادث تلخ و شیرین دو عملیات کربلای ۴ و ۵ همراه سازد.

مجید سانکهن، نویسنده این کتاب درخصوص اتمسفر شکل گیری این کتاب می‌گوید: «وقتی حرف به حرف این کتاب را می‌نوشتم تمام تلاشم این بود که بتوانم برای اولین بار با خوانش داستانی از اسناد تحقیقی جنگ (نوار و دفترچه راوی) خوانندگان جوان را با یک فرمانده خاص (حاج قاسم سلیمانی) و یک راوی فرمانده جوان و پر ایده و انرژی (آقای نادر نوروز شاد) آشنا کنم.»

این کتاب از دو بخش «از من» و «از تو» تشکیل شده است. فصل‌های «از من» قصه‌های جذاب زندگی نادر نوروز شاد و فصل‌های «از تو» قصه‌های حاج‌قاسم از نگاه آقانادر نوروز شاد است.

در برشی از متن کتاب می‌خوانیم:

«حاج قاسم در ادامه گفت: در لشگر ما مسئله خط و خط بازی اصلاً نیست همه یک دست هستند… من به هیچ جناحی اجازه نداده‌ام که این‌ها در لشگر رشد کنند… چه حق چه ناحق… سریع قلع و قمع شده اند… ما در طی این شش سال، سابقه نداشته که تمرد از فرماندهی و خط و خط بازی در لشگر داشته باشیم.»

کتاب «یک قاسم و دو کربلا» دومین کتاب از مجموعه «راویان» در ۱۱۰۰ نسخه با قیمت ۹۰ هزار تومان توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...