«روزنامه‌نگاری دیگرگونه، صداهای دیگرگونه» [Alternative Journalism, Alternative Voices] تألیف تونی هارکاپ [Tony Harcup] با ترجمه جعفر محمدی و مهدی منتظرقائم به همت نشر لوگوس منتشر شد.

روزنامه‌نگاری دیگرگونه، صداهای دیگرگونه» [Alternative Journalism, Alternative Voices] تألیف تونی هارکاپ [Tony Harcup]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «دیگرگونگی» در عرصه رسانه، واکنشی تاریخی به سلطه روزافزون رسانه های جریان غالب است. نقد مستمر و نگاه انتقادی به محتوا و شیوه های روزنامه نگاری جریان مسلط و پرداختن به گروه ها و هویت های حاشیه ای و صداهایی که معمولاً انعکاسی در جامعه ندارند، مهمترین مشخصه و وجه تمایز این رسانه ها با گونه های دیگر فعالیت رسانه ای است. این کتاب حاوی نکات آموزنده فراوانی برای روزنامه نگاران، فعالان رسانه ای، دانشجویان و اساتید مطالعات رسانه است.

تونی هارکاپ روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه شفیلد، بیش از ۴۰ سال تجربه فعالیت روزنامه‌نگاری در رسانه‌های انگلستان را دارد. حوزه مطالعاتی و حرفه‌ای وی طیف وسیعی از نشریات محلی تا روزنامه‌ها و مجله‌های ملی در دو ژانر رسانه‌های دیگرگونه و جریان غالب را شامل می‌شود. پیش از این، کتاب‌های بسیاری از وی منتشر شده است که عبارتنداز: روزنامه‌نگاری: اصول و شیوه‌ها؛ واژه‌نامه روزنامه‌نگاری آکسفورد؛ روزنامه‌نگار اخلاق‌گرا.

همچنین مقاله‌های مختلفی از وی در مجله‌های معتبر علمی به چاپ رسیده است که مهمترین آنها عبارتند از: «خبر چیست؟ بازنگری در ارزش‌های خبری؛» «پرسش از خوانندگان: مخاطب سنجی در روزنامه‌نگاری دیگرگونه؛» «روزنامه‌نگاری ناگفته‌ها: نظریه، روش و انتقاد.» اغلب کتاب‌های وی با استقبال دانشجویان روزنامه‌نگاری مواجه شده است و برخی از آثار وی به زبان‌های چینی، کره‌ای و لهستانی ترجمه شده است. مباحث مطرح شده توسط وی به ویژه مسئله اخلاق در روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاری دیگرگونه مورد توجه اندیشمندان بسیاری از اقصی نقاط جهان قرار گرفته است. هارکاپ عضو هیات داوری مجله رسانه‌های دیگرگونه و جماعتی، کمیته ملی انجمن آموزش روزنامه‌نگاری انگلستان و کمیته آموزش حرفه‌ای اتحادیه ملی روزنامه‌نگاران است.

جعفر محمدی کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم ارتباطات را از دانشگاه تهران اخذ کرده است و عنوان رساله کارشناسی ارشدش «شبکه استانی اشراق و مشارکت اجتماعی زنان: برنامه ها، عملکردها و ضرورت ها» به راهنمای دکتر مهدی منتظرقائم بوده است.

همچنین مهدی منتظرقائم (۱۳۴۵) استادیار گروه ارتباطات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. او فارغ التحصیل رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه تربیت مدرس است و مدرک دکترای خود را در رشته «پژوهش در رسانه‌های جمعی» از دانشگاه لستر انگلستان (۱۳۷۶) اخذ کرده است.

روزنامه‌نگاری دگرگونه، صداهای دگرگونه تألیف تونی هارکاپ با ترجمه جعفر محمدی و مهدی منتظرقائم به همت نشر لوگوس به بهای ۳۴ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...