کتاب «هگل فیلسوف شامگاه» [Starting with Hegel] شرحی مقدماتی از فلسفه هگل نوشته کریگ. بی. ماتارسه [Craig B. Matarrese] با ترجمه مصطفی محمددوست توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شد.

هگل فیلسوف شامگاه» [Starting with Hegel] کریگ. بی. ماتارسه [Craig B. Matarrese]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، هگل بی‌تردید یکی از مهمترین فیلسوفان و متفکران تاریخ اندیشه بشری و فلسفه او یکی از دشوارترین فلسفه‌های غربی است. مخاطبان او ممکن است با مطالعه آثار وی و ورود به پیچ و تاب‌های مفهومیِ آن دچار سردرگمی شوند و از به دست آوردن فهمی رضایت‌بخش و تصویری واضح از اندیشه‌های او ناکام بمانند. ازاین‌رو یافتن نوعی راهنما برای سفر کردن درون جنگل مرموز مفاهیم هگلی و تفسیری قابل‌فهم از اندیشه‌های او موهبتی باارزش است.

کریگ. بی. ماتارسه، استاد فلسفه دانشگاه مینه‌سوتا و موسیقی‌دان، در این کتاب کوشیده چنین نیازی را برطرف کند و شرحی مفصل‌بندی‌شده، دقیق، قابل‌فهم و واضح از سراسر فلسفه هگل ارائه دهد. این کتاب می‌تواند برای دانشجویان و علاقه‌مندان فلسفه که می‌خواهند فهمی کلی و پایه‌ای از فلسفه هگل به دست آورند و نیز اساتیدی که به تدریس هگل اشتغال دارند و همۀ علاقه‌مندان به اندیشه‌های هگل مفید واقع شود.

کتاب «هگل فیلسوف شامگاه» شرحی مقدماتی از فلسفه هگل نوشته کریگ. بی. ماتارسه با ترجمه مصطفی محمددوست در ۲۱۰ صفحه با قیمت ۷۰ هزار تومان توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...