تازه‌ترین اثر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد با عنوان «تأملاتی بر نسبت ساحت قدس، وجود و تاریخ» در قالب سه جلد توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شد.

بیژن عبدالکریمی تأملاتی بر نسبت ساحت قدس، وجود و تاریخ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، به تازگی کتاب تازه بیژن عبدلکریمی با عنوان «تاملاتی بر نسبت ساحت قدس، وجود و تاریخ» در سه جلد با عناوین جلد اول: ساحت قدس در جهان مدرن و پسامدرن، جلد دوم: گشودگی و فروبستگی به ساحت قدس و جلد سوم: ساحت قدس، جامعه و امر سیاسی توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده است.

در معرفی این اثر در پشت جلد کتاب آمده است: موضوع اصلی در اثر سه گانه حاضر تاملاتی در خصوص نسبت میان ساحت قدس، وجود، ذات و زمان، فراتاریخ و ظهور ساحت قدس در تاریخ است. کتاب پرسش از امر دینی در جهان معاصر، بسیار زود در همان نخستین ماه های انتشارش توانست به حوزه بین الاذهانیت دست یاید و محل نقد وبررسی بسیاری از صاحب نظران کشورمان قرار گیرد. اثر سه جلدی حاضر، با توجه به چشم اندازهای گوناگون و متنوع نگارنده و ناقدان، حاوی مطالب متعددی چون «پایان تئولوژی»، «گذر از تئولوژی به آنتولوژی»، «افول عالم دینی»، «وضعیت حضور ساحت قدی و امر دینی در زیست جهان مدرن و پسامدرن»، « الهیات پسامدرن»، «رابطه تئولوژی، الهیات و امر دینی در غرب و در جهان اسلام» «رابطه تئولوژی، علم و دین»، «چالش بر سرامکان تفسیر دینی و معنوی از هایدگر»، «تاریخ رخداد به مثابه امر دینی»، «عقلانیت مدرن، روشنفکری دینی و فروبستگی به ساحت قدس»، «رابطه ساحت قدس، زبان و تفکر»، «معنا و مفهوم فراتاریخ و فراتاریخیت»، «رابطه تاریخ و فراتاریخ»، «رابطه مقوله وحی و تاریخ»، «روایت تراژیک یا روشنگرانه از تاریخ»، «ساحت قدس، جامعه و امر سیاسی در جهان معاصر»، « ساحت قدس و گفتمان انقلاب اسلامی ایران» و... است. لیکن همه این موضوعات و پاسخ های اینجانب به انتاقادات منتقدان را می توان حول محور واحد «تاملاتی بر نسبت ساحت قدس، وجود و تاریخ» تلقی کرد. محوری که وحدت بخش همه مطالب در این سه جلد است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...