کتاب «جهان همچنان غربی؟» [Still a western world? : continuity and change in global order] یکجانبه گرایی، چندجانبه گرایی و آینده نظم جهانی به ویراستاری اساتید دانشگاه ایتالیا و با ترجمه عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی متتشر شد.

جهان همچنان غربی؟» [Still a western world? : continuity and change in global order]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «جهانِ همچنان غربی؟» با مقالاتی از رابرت جرویس، برتران بدیع، والتر راسل مید، ریچارد ساکوا و بسیاری از پژوهشگران روابط بین الملل اروپایی به ویراستاری سرجیو فابرینی و رافائل مارکتی، احتمال تغییر مرکز قدرت از غرب به شرق از منظر حکمرانی جهانی، اهمیت گذار از یکجانبه‌گرایی به چندجانبه‌گرایی، معضلات جهان در این دوران گذار و همچنین سر بر آوردن شکل جدیدی از چندمنطقه‌گرایی براساس ایده‌هایی متفاوت از تجربه غربی را مدّ نظر قرار می‌دهد.

پرسش‌هایی به‌عنوان محور اصلی مقالاتِ برای تدوین کتاب مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است: ازدست دادن قدرت غرب برای تسلط بر نظم جهانی، همراه با کاهش نسبی قدرت ایالات متحده و کنار گذاشتن آن از نقش رهبری جهانی، تا چه حد ناشی از ناکارآمدی نظم موجود است؟ چه چشم اندازی را می‌توان برای آینده منطقه‌گرایی در جهان قائل بود؟ مهم‌ترین سناریوهای پیش رو در حوزه منطقه‌گرایی کدام است؟ این مسئله تا چه میزان بر شرایط غلبه اقدامات یکجانبه‌گرایی و یا چندجانبه‌گرایی در نظام بین‌الملل تأثیرگذار خواهد بود؟

اما از آنجا که عنوان کتاب ارتباط معناداری با واقعیت های آینده نظم و نظام غیرغربی جهانی دارد، توجه به مفهوم‌پردازی درباره ابزارهای مفهومی و نظری شرایط فعلی جهان ازسوی رشته‌ها و حوزه‌های مطالعاتی مانند روابط بین‌الملل مهم است. این اهمیت هم جنبه نظری دارد و هم جنبه عملی. همچنین پژوهش و طرح مسئله در موضوع چندجانبه‌گرایی و تلاش برای مفهوم‌پردازی درباره آن نیز مهم و ضروری است و باید یکی از اولویت‌های مفهومی مطالعات «روابط‌ بین‌الملل جهانی» باشد. مهم است؛ زیرا واقعیت‌های سنگینی چون تروریسم فراملی، سلاح‌های کشتار جمعی، دولت‌های فرومانده، آلودگی محیط زیست و فقر و عدالت جهانی برای همه افراد انسانی و نه صرفاً افراد حاضر در کشورهایی در یک منطقه جغرافیایی خاص و با یک نوع برداشت خاص از مناظره، پارادایم‌ها، نظریه‌ها و مفاهیم رشته روابط بین‌الملل، مسئله است.

کتاب حاضر که توسط علی اسمعیلی اردکانی استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی و همکارانش ترجمه شده، در سه بخش تدوین شده است. روندهای در حکمرانی جهانی، چشم انداز های منطقه‌ای با محوریت آمریکا، اروپا، چین و روسیه و در نهایت نتیجه گیری کتاب که متشتمل بر دو فصل نگاه به شرق در افکار عمومی غرب و ناکارآمدی سیاست داخلی در اروپا و آمریکاست.

کتاب اگرچه در سال 2017 منتشر شده و به لحاظ مباحث مصداقی چهار سال اخیر را پوشش نمی‌دهد؛ اما آنچه محرک اصلی برای ترجمه آن بوده، ضرورت آشنایی نخبگان فکری و علمی ایران با چشم‌اندازهای کشورها و موجودیت‌های مورد بررسی درباره شرایط اکنون و آینده نظام جهانی است. از نظر مترجم، آگاهی برآمده از آشنایی با چشم‌اندازهای اصلی به تصمیم‌گیران کمک خواهد کرد تا با شناخت بهتر از فضاهای فکری و ایده‌های اصلی شکل دهنده به جهت‌گیری نظم و حتی نظام جهانی پیشِ رو، تصمیمات و راهبردهای متناسب را در حوزه داخلی و خارجی اتخاذ کنند.
ترجمه این کتاب و انتشار آن از سوی موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، می‌تواند سرآغاز تولید ادبیات درباره دوران گذار و نگاه‌های مرتبط با تحول نظم و نظام جهانی باشد.

کتاب در اسفندماه 1399 با قطعی رقعی و در 276 صفحه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...