چاپ هفتم کتاب «آرزوهای دست‌ساز» نوشته میلاد حبیبی، توسط انتشارات راه‌یار منتشر و راهی بازار نشر شد.

آرزوهای دست‌ساز میلاد حبیبی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ هفتم کتاب «آرزوهای دست‌ساز» نوشته میلاد حبیبی به‌تازگی توسط انتشارات «راه یار» منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این کتاب به عنوان اولین اثر از مجموعه تاریخ شفاهی انتشارات «راه یار» با موضوع پیشرفت، روایتی داستانی از شکل‌گیری شرکتی دانش‌بنیان در حوزه فناوری‌های الکترونیکی و رایانه‌ای به دست چند جوان است که ساخت دوربین ثبت تخلّفات راهنمایی و رانندگی یکی از معروف‌ترین اختراعات آنهاست.

«آرزوهای دست‌ساز» اگرچه با هدف روایتِ پیشرفت نگارش شده است، اما می‌توان آن را تجربه زیسته‌ای از جنبش دانشجویی نیز قلمداد کرد که مجالی برای خلق فرصت‌های جدید پیدا کرده است و به همین دلیل نیز، کتاب با استقبال و واکنش‌های خوب اساتید و دانشجویان، به‌ویژه رشته‌های فنی‌ومهندسی مواجه شده و برخی نیز معتقدند که این کتاب، شروع فصل جدیدی از تاریخ نگاری انقلاب اسلامی در قالب تاریخ شفاهی پیشرفت است و در تبیین عملیاتی و واقعی «بیانیه گام دوم رهبر معظم انقلاب» بسیار راهگشاست و مصداق امید و انگیزه، تلاش و استقامت، عزت و میهن‌دوستی، خودکفایی و اعتماد به جوانان است.

کتاب «آرزوهای دست ساز» که اخیراً موفق به کسب عنوان اثر برگزیده نخستین جایزه کتاب «روایت پیشرفت» هم شد، روایتی همدلانه و درونی از شکل‌گیری یک شرکت دانش‌بنیان سازنده دوربین‌های سرعت‌سنج و تخلّف‌سنج است که به عوامل زمینه‌ساز، نقاط شکست و ضعف و برخاستن دوباره و چالش‌های این مجموعه پرداخته است؛ بنابرین نویسنده در کتاب، بیش از آنکه راوی تاریخ شفاهی باشد و مطالب صرفاً روایت ماوَقَع باشد یا تلاش کند روایتی داستان‌گونه ارائه دهد، تلاش کرده است این عوامل، نقاط حساس، مشکلات و تدبیرها را به نمایش بگذارد؛ به همین دلیل، کتاب بین «تاریخ شفاهی»، «داستان»، «مجموعه روان‌شناسی و موفقیت» و «راهنمای مدیریت کسب‌وکار» در نوسان است و شما به هر نیّتی که کتاب را بخوانید، از آن بهره می‌برید. البته کتاب، طولانی نشده و موضوع آن هم مسئله‌ای است که همه در جامعه به‌نحوی با آن رو به رو هستند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «زمینه‌ای که بچه ها وارد آن شده بودند، زمینۀ حساس و مهمی بود و تجهیزات موردنیازشان کارکرد دوگانه داشت. هم در کارهای معمولی از آن استفاده می‌شد و هم در سامانه‌های فضایی، موشکی و راداری. اوایل، تازه‌کار بودند و از این مسائل اطلاعی نداشتند. از خیلی چیزها اطلاع نداشتند؛ نه از تحریم‌های داخلی، نه از تحریم‌های خارجی. هر چقدر حساسیت بیشتر می‌شد، تحریم‌ها شدیدتر می‌شد. هرچقدر تحریم‌ها شدیدتر می‌شد، کار سخت‌تر می‌شد. هرچقدر کار سخت‌تر می‌شد، نگرانی‌شان بیشتر می‌شد. اما نگرانی از تحریم‌های خارجی بی‌جهت بود؛ چون دور زدنشان ساده‌تر از آن چیزی بود که فکرش را می‌کردند. مسئلۀ اصلی تحریم‌های داخلی بود. تحریم‌های داخلی را چگونه باید دور می‌زدند؟!»

چاپ هفتم کتاب ۱۸۴ صفحه‌ای «آرزوهای دست‌ساز» با تیراژ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...