دهمین چاپ کتاب «الشواهد الربوبیة» اثر ملاصدرا، حواشی ملاهادی سبزواری و تحقیق سیدجلال الدین آشتیانی توسط موسسه بوستان کتاب منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «اَلَّشواهِدُ الرُّبوبیَّه فِی الْمَناهِجِ السُّلوکیَّه» با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۹۲۰ صفحه و بهای ۱۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۳۸۲ با شمارگان دو هزار نسخه و بهای ۶ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود. موسسه بوستان کتاب چاپ پیشین (نهم) این کتاب را نیز در سال ۱۳۹۴ با شمارگان ۸۰۰ نسخه و بهای ۵۷ هزار تومان منتشر کرده بود.

«الشواهد الربوبیة» از جمله مهم‌ترین آثار فلسفی ملاصدراست و بسیاری آن را چکیده مجموعه عظیم «اسفار اربعه» نیز به شمار آورده‌اند، هرچند که در این کتاب مباحثی مطرح شده که در اسفار و در دیگر متون فلسفی ملاصدرا نیست.

ملاصدرا در این کتاب امور اعتقادی را با عرفان و تصوف، آمیخته و با شواهدی از آیات قرآن، همراه کرده است. می‌توان گفت که چکیده اندیشه‌های فلسفی ملاصدرا و نظام فکری و هندسه معرفتی او در زمینه‌های مختلف اعم از الهیات، طبیعیات، مسائل مربوط به نفس و معاد و… مطرح شده است.

الشواهد الربوبیه مشتمل بر پنج بخش بزرگ یا «مشهد» است. هر «مشهد» به چند «شاهد» تقسیم می‌شود و هر «شاهد» نیز چند «اشراق» را در بر می‌گیرد. «مشهد اول: امور عامه» با پنج شاهد، «مشهد دوم: وجود حق تعالی و خلق دنیا و آخرت» با دو شاهد، «مشهد سوم: حقیقت معاد و کیفیت پیدایش روح» با سه شاهد، «مشهد چهارم: اثبات حشر اجسام و اجساد» با سه شاهد و «مشهد پنجم: نبوات و ولایات» با دو شاهد ساختار این کتاب را تشکیل می‌دهد.

علمای پس از ملاصدرا بر این کتاب مهم شروح و تعلیقات متعددی نوشتند که از جمله این علما می‌توان به ملاهادی سبزواری، ملاعلی نوری، مدرس زنوزی، محمدرضا قمشه‌ای علی حکیم، ابوالقاسم یزدی و… اشاره کرد که از این میان به باور علمای معاصر تعلیقات حاج ملاهادی سبزواری مهم‌ترین و دقیق‌ترین آنهاست.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...