ترجمه کتاب «براش وقت‌ بذار (دانش پرهیز از شتابزدگی)» [Take your time : finding balance in a hurried world] نوشته اکنات ایسواران [Eknath Easwaran] توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

براش وقت‌ بذار (دانش پرهیز از شتابزدگی)» [Take your time : finding balance in a hurried world]  اکنات ایسواران [Eknath Easwaran]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اکنات ایسواران نویسنده هندی این‌کتاب، متولد ۱۹۱۰ در هند و درگذشته به‌سال ۱۹۹۹ در کالیفرنیا است. او کتاب‌های زیادی درباره مراقبه و پرورش روح دارد و کتابسرای تندیس هم پیش‌تر ترجمه اثر دیگرش «قدرت در طوفان» را منتشر کرده است.

نویسنده این‌کتاب، با روایتی داستانی، از دیدگاه یک‌ ذهن آرام، دست به پرده‌برداری از موقعیت‌هایی زده که برای همه آدم‌ها آشنا هستند و در زندگی‌شان به وجود می‌آیند. به‌قول او ما با موقعیت‌هایی روبرو می‌شویم که هرگز فکرشان را هم نمی‌کردیم و به موجب همین‌موقعیت‌ها، راه و روش‌هایی برای تغییر در نحوه واکنش ما به مسائل به وجود می‌آید. حرف کلی اکنات ایسواران در این‌کتاب، از این‌قرار است که در مواجهه با مشکلات و موقعیت‌های غیرمنتظره، لازم نیست شرایط پیرامون‌مان را تغییر دهیم بلکه نیازمند یک ذهن آرام هستیم و مساله به همین‌سادگی است.

از کوره در رفتن، ایستادن در صف، انتظار پشت خط تلفن، خریدن رفتن با کودکانی که هرکدام رفتار خاص خودشان را دارند و ... از جمله موقعیت‌هایی هستند که نویسنده کتاب «براش وقت‌ بذار» به آن‌ها پرداخته است.

این‌کتاب با ۲۰۸ صفحه و قیمت ۳۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...