کتاب «بازسازی دینی؛ نگاهی روان‌شناختی به توبه» تألیف محمدتقی تبیک، به زبان فارسی از آثار پژوهشگاه قرآن و حدیث منتشر شد.

بازسازی دینی؛ نگاهی روان‌شناختی به توبه محمدتقی تبیک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «توبه» مهم‌ترین و پرکاربردترین واژه‌ای است که در متون دینی گویای ضرورت بازسازی و دگرگونی انسان است. لذا فهم چگونگی فرایند تغییر و دگرگونی انسان و ایجاد روش‌هایی کارا برای تغییر ساحت‌های وجودی از جمله مسائلی است که از دیرباز ذهن اندیشمندان و پژوهشگران گروه‌های مختلف را به خود مشغول کرده است.

در کتاب حاضر تلاش شده تا الگوی بازسازی دینی با محوریت مفهوم توبه را با بهره‌گیری از متون دینی، علوم روان‌شناختی و میراث علمی مسلمانان صورت‌بندی شود.

در این کتاب با بازشناسی مراحل تغییر و بازسازی دینی و عوامل تسهیل‌گر و بازدارنده، الگوی بازسازی دینی و الگوهای تغییر رفتار در علوم روان‌شناختی مقایسه شد و نقاط اشتراک و افتراق این الگوها بررسی شد.

کتاب «بازسازی دینی؛ نگاهی روان‌شناختی به توبه» در سه بخش با عناوین «توبه در منابع روان‌شناسی»، «توبه در منابع اسلامی» و «نتیجه گیری» و ۱۰ فصل به مباحثی همچون «الگوهای تغییر رفتار در روانشناسی، توبه و احساس گناه و شرم، تعریف و تحلیل ماهیت توبه، مبانی روانشناختی توبه، پیامدهای فردی و اجتماعی توبه، عوامل تسعیل گر توبه و....اشاره دارد.

نویسنده این کتاب تلاش کرده در پژوهش حاضر مقدماتی همچون، تحلیل ضرورت بازسازی دینی و جایگاه آن در متون دینی با تکیه بر مفهوم توبه، ماهیت توبه و بازشناسی مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آن در متون دینی، ویژگی‌های شخصیتی و موقعیتی تسهیل‌گر و بازدارنده تداوم توبه، جایگاه امید و سبک نگرش خوش‌بینانه در فرایند تحقق توبه، رابطه میان توبه و تغییر شخصیت و… را واکاوی کند.

در بخشی از این کتاب آمده است: یکی از مسائل مهمی که در قرآن کریم و سخنان معصومان علیه السلام بر آن تاکید شده بحث خوش‌بینی به خداست. صفات فراوانی در قرآن کریم وجود دارد که بیانگر خواست خداوند بر شکل گیری تصور خوش بینانه در ذهن بندگان راجع به اوست. خداوند خود را با اوصافی همچون غفار، تواب، رئوف، رحیم، مهربان، قریب، مجیب، ودود و … معرفی می‌کند.

کتاب «بازسازی دینی؛ نگاهی روان‌شناختی به توبه» تألیف محمدتقی تبیک، از سوی پژوهشکده اخلاق و روان‌شناسی اسلامی، به زبان فارسی، در قطع رقعی، در ۲۳۳ صفحه به نگارش درآمده است و در سال ۱۴۰۰ با همکاری بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...