«مرگ آشنایی» نوشته مجتبی اعتمادی‌نیا از سوی انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ دوم رسید.

مرگ آشنایی مجتبی اعتمادی‌نیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «مرگ آشنایی» که پژوهشی نوشته مجتبی اعتمادی‌نیا در باب «چیستی و ابعاد مختلف تجربه‌های نزدیک به مرگ» است از سوی انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ دوم رسید.

از آغاز بررسی تجربه‌های نزدیک به مرگ در دهه هفتاد میلادی تاکنون پژوهشگران این حوزه همواره با پدیده‌ای انفسی روبه‌رو بوده‌اند که مجال بررسی تجربی را گرفته است. در این کتاب، مداقه الهیاتی و فلسفی در باب این تجربه‌ها برای نخستین بار در ایران سامان یافته است.

رویکرد کتاب، رویکردی است فلسفی و کلامی. در مرحله کشف چیستی تجربه، کوشش شده است جزئیات و ابعاد متنوع دخیل در قضاوت درباره ماهیت تجربه، حدالامکان موشکافانه بررسی شود. همچنین در مرحله بررسی رهیافت‌های گوناگون در اثبات حیات پس از مرگ، روش تفسیری تحلیلی به کار گرفته شده است.

این کتاب شامل سه فصل با عنوان «چیستی تجربه نزدیک به مرگ»، «بررسی نقادانه تبیین‌های مختلف تجربه نزدیک به مرگ» و «رهیافت تجربه‌های نزدیک به مرگ در اثبات حیات پس از مرگ» است و در بخش پایانی نمونه‌هایی از گزارش تجربه‌های نزدیک به مرگ و خروج از کالبد تجربه‌گران ایرانی را آورده است که شامل گفتگو با ۹ نفر می‌شود.

کتاب «مرگ آشنایی» در ۳۹۱ صفحه و با قیمت ۶۱ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...