کتاب «خانه دار مبارز» خاطرات شفاهی سیده اقدس حسینیان، از مبارزان انقلاب در مشهد منتشر شد.

خانه‌دار مبارز مرضیه ذاکری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «خانه‌دار مبارز» با تحقیق مرضیه ذاکری و زهرا احسن مقدم و تدوین مرضیه ذاکری توسط انتشارات «راه یار» روانه بازار نشر شد.

در بخشی از مقدمه این کتاب که دوازدهمین عنوان از کتب ناشر با محوریت «زنان انقلاب» است، این‌طور می‌خوانیم:

«زن تراز انقلاب اسلامی می‌تواند زنی باشد در دل روستایی که با چند بچه قدو نیم قد، کنار تنور، برای جبهه‌ها نان میپزد. می‌تواند زنی باشد که به خواست خدا فرزندی ندارد؛ اما عرصه تکلیف را رها نمی‌کند و با راهاندازی مکتب یا مدرسه‌ای، کمر به تربیت فرزندان جامعه پیرامونش می‌بندد. می‌تواند دختر مجردی باشد که دست روزگار سرنوشتش را به گونه‌ای رقم زده است که در کنار پدر و مادر یا خواهر و برادر یا حتی عمو یا عمه اش زندگی می‌کند؛ اما بلاتکلیف و یله، روزگار نمی‌گذراند و برحسب توانش کارهای بر زمین مانده را به دوش می‌کشد. می‌تواند زنی باشد که در کنار همسر داری و تربیت فرزندان، خودش و جامعه اش را هم به خاطر دارد و…. تاریخ انقلاب ما پر است از این زنان، چراغی باید تا آنها را در اطرافمان ببینیم.

خلأ خسارت بار این روایت را جریان‌های غرب زده و فمنیستی، به خوبی پر می‌کنند و در فقدان روایت زنانِ به معنای واقعی کلمه «تاریخ ساز» انقلاب اسلامی، به ترویج الگوهای غیربومی، بیگانه با سنت و آئین و فرهنگ و نیز مستحیل در یوتوپیای غربی مشغول اند.

تلاش برای پر کردن این ظرفیت خالی، هم ادای دین به حافظه ملی ایرانیان است برای درک بهتر تاریخ مردمی انقلاب و هم کمک به ترسیم چهره زن انقلابی مسلمان. آنگاه و پس از چند سال، تکثّر روایت‌های زنان از رشد و بالندگی آرام و مستمر انقلاب و رویش‌هایش، به تدریج اطلاعاتی متقن و فضایی امن در اختیار اهالی علوم انسانی و مطالعات زنان قرار می‌دهد تا جایگاه و نقش زن در اندیشه اسلامی را مبتنی بر تجربه‌های پرتکرار نسلی انقلابی تحلیل و ترسیم کنند. همچنین، به هنرمندان سینما و غیر سینما و صاحبان رسانه کمک می‌کند تا اگر قصد انصاف دارند، چهره واقعی زن امروز و دیروز و نیز چهره آرمانی زن فردا را چنین بلند و ایستاده ترسیم کنند…»

همچنین نویسنده در بخشی از مقدمه‌اش درباره انگیزه خود برای نگارش این کتاب می‌نویسد: «مبارزه، فعالیت‌های مخفیانه، تعقیب و گریز، زندان، شکنجه و… همیشه موضوعات جذاب و پر کششی در بیان تاریخ انقلاب اسلامی بوده‌اند و هستند. جذابیت، زمانی دوچندان می‌شود که بفهمیم قرار است یک زن آن را روایت کند. این دقیقاً همان چیزی بود که من را برای نوشتن خاطرات خانم اقدس حسینیان وسوسه کرد…»

در بخشی از این کتاب نیز می‌خوانیم:

«مات و مبهوت مانده بودم. صدای ضربان قلبم را می‌شنیدم. داشتند می‌رفتند سمت زیرزمین. چاره‌ای نداشتم جز اینکه دنبالشان بروم. زیرزمین تاریک بود. بچه‌ها دستگاه را خاموش کرده بودند و صدایشان درنمی آمد. صاحبخانه در را باز کرد. کلید برق را زد. همه به یکباره ظاهر شدند: مهدی آقا و اصغر و لیلا. خشکشان زده بود و فقط به همدیگر نگاه می کردند…»

این‌کتاب با ۲۴۸ صفحه، شمارگان ۱۲۰۰ جلد و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...