بهناز ضرابی زاده نویسنده چند کتاب پرمخاطب از جمله «دختر شینا» و «گلستان یازدهم»، لوح تقدیر و نشان طلای جایزه ادبی اوراسیا را از اتحادیه هنر اوراسیا دریافت کرد.

جایزه ادبی اوراسیا به گلستان یازدهم رسید بهناز ضرابی زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، این نشان نخستین جایزه بین‌المللی ادبیات دفاع مقدس است که به کتاب «گلستان یازدهم» خاطرات زندگی مشترک یک سال و هشت ماه خانم پناهی روا همسر شهید سردار علی چیت‌سازیان اعطا شد.

ضرابی‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: این جایزه سال گذشته اعطا شده بود، اما به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر به دست بنده رسید. با توجه به اینکه نخستین جایزه بین‌المللی کشور در عرصه ادبیات پایداری است، بسیار مهم و ارزشمند است.

این نویسنده در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: جایزه ادبی اوراسیا در سال ۲۰۱۳ از سوی اتحادیه خلاقیت‌های هنری اوراسیا، با هدف تشویق مؤلفان و نویسندگان مستعد در رشته‌های مختلف ادبی، هنری و مستند در زمینه تقویت و غنای متقابل فرهنگی کشور‌های منطقه راه‌اندازی شد. در واقع گروه یا تشکل غیردولتی که هرساله آثاری که ترجمه شده باشند را ارزیابی و داوری می‌کنند که خوشبختانه سال گذشته این جایزه به ایران رسید.

نویسنده «گلستان یازدهم» ابراز داشت: آیین پایانی جایزه ادبی اوراسیا با حضور جمعی از دانشمندان، نویسندگان، شاعران، ناشران و منتقدانِ برجسته از کشور‌های روسیه، ایران، قزاقستان، هند، بلاروس و اوکراین روز ۱۴ شهریور ۱۳۹۸ در مسکو برگزار و نشان‌های طلا، نقره و گواهینامه از سوی کارینا سارسنووا رییس اتحادیه هنر اوراسیا اعطا شد.

ضرابی‌زاده درباره ترجمه دیگر آثارش بیان داشت: تاکنون سه کتاب «گلستان یازدهم»،‌«دختر شینا» و «ساجی» به زبان‌هایی چون ترکی استانبولی،‌ عربی، روسی، اردو و آذری ترجمه شده و اخیرا قرار است «گلستان یازدهم» به انگلیسی ترجمه شود.

جایزه ادبی اوراسیا به گلستان یازدهم رسید

بر اساس این گزارش، پیش از این دو کتاب «مردگان باغ سبز» نوشته محمدرضا بایرامی و «سه کاهن» اثر مجید قیصری جایزه ادبی اوراسیا را دریافت کرده‌اند و «گلستان یازدهم» که نسخه فارسی آن را انتشارات سوره مهر منتشر کرده، سومین اثری است که موفق به دریافت این جایزه ادبی می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...