نسرین حاتمی‌پور، نویسنده در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)‌ درباره کتاب «شه خاک، سفرنامه زنی در جاده‌های مرزی ایران» که به تازگی منتشر شده، اظهار کرد: هدف از نگارش این کتاب تنها پیمودن 8000 هزار کیلومتر به دور ایران نبود. درواقع هدف از نوشتن «شه‌خاک» عبور از مرزها و محدودیت‌هاست. روبرو شدن با لحظاتی سراسر دغدغه و خطر، مقابله و کشمکش با تابوها و کلیشه‌ها، نگاه موشکافانه به پدیده‌های اطراف و همچنین پرداختن به مشکلات مردم و محیط اطرافشان است.

او در توضیح دلیل انتخاب «شه خاک» به عنوان نام کتاب خود گفت: شه‌خاک نام منطقه‌ای در روستای فیلبندِ مازندران است که روزها برای نوشتن این کتاب من در آنجا ماندم. دلیل دیگر انتخاب این اسم این است که، ایران دارای غنی‌ترین فرهنگ‌ها در جهان است و بدین لحاظ بر سرزمین‌های دیگر برتری دارد.

این نویسنده درباره عنوان دیگر کتاب «سفرنامه زنی در جاده‌های مرزی ایران» و سفرنامه بودن آن بیان کرد: بله این کتاب را در قالب سفرنامه هم می‌توان تصور کرد. این اثر کاملا و صد در صد بر پایه واقعیات و مشاهدات من در طول سفر است.

نسرین حاتمی‌پور در پایان گفت: این کتاب به قلمی ساده، و به همان شکل و واقعیاتی که در پیرامونم رخ داد، نگاشته شده است.

نشر حکمت کلمه کتاب «شه خاک، سفرنامه زنی در جاده‌های مرزی ایران» اثر نسرین حاتمی‌پور را در 500 نسخه، 218 صفحه و با قیمت 40هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...