ترجمه کتاب «نویسندگی علمی در جهان آنلاین» [Science blogging : the essential guide] توسط انتشارات ثانیه منتشر و راهی بازار نشر شد.

 [Science blogging : the essential guide] نویسندگی علمی در جهان آنلاین ویرایش کریستی ویلکاکس، بتانی بروکشایر و جیسون جی. گولدمن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نویسندگی علمی در جهان آنلاین» با ویرایش کریستی ویلکاکس، بتانی بروکشایر و جیسون جی. گولدمن به‌تازگی با ترجمه پوریا ناظمی توسط انتشارات ثانیه منتشر و راهی بازار نشر شده است.

کریستی ویلکاکس، بتانی بروکشایر و جیسون جی. گولدمن، برای تهیه این‌کتاب، ۲۷ نفر از موفق‌ترین و روشنگرترین چهره‌های ارتباطات علم آنلاین را گرد هم آوردند تا آن‌چه را سال‌ها تجربه به آن‌ها آموخته، با مخاطبان در میان بگذارند. «نویسندگی علمی در جهان آنلاین»، گردآوری این‌تجربیات است.

ویراستاران این‌کتاب می‌گویند کسی که کارش را در نقش ارتباط‌گر علم آغاز می‌کند، نمی‌خواهد حضور و صدایش بین جمعیت گم شود. همه ما داستان‌های متفاوتی برای روایت داریم. زاویه‌های مختلفی که برای ارتباطات استفاده کنیم؛ اما برخی از اوقات پیدا کردن صدا و لحن شخصی و منحصر به فردمان می‌تواند کاری دشوار باشد. جامعه ارتباطات علمی شاید در نظر اول ظاهری هراسناک داشته باشد، اما جامعه‌ای دوستانه است.

«تاثیر تجربه‌های شخصی در نویسندگی علمی»، «توصیه‌هایی را برای زنانی که به وبلاگ نویسی روی می‌آورند»، «فواید وبلاگ نویسی به‌عنوان بخشی از دوره آغازین کار ژورنالیسم»، «نویسندگی علمی در مسیر ارتقا و رشد شغل دانشگاهی»، «چگونگی پوشش کنفرانس‌های علمی»، «فنون مخاطب‌یابی در فضای آنلاین»، «نحوه مواجهه با مزاحمان اینترنتی»، «چطور می‌توانید با وبلاگ نویسی درآمد کسب کنید؟» و «چطور وبلاگ شما می‌تواند در نقش یک "آزمایشگاه نویسندگی" به شما خدمت کند؟» عناوین فصول این‌کتاب هستند.

این‌کتاب با ۳۲۶ صفحه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...