کتاب جدید «بررسی و تحلیل عرفانی روزبهان بقلی» نوشته خانم الهام تمدن از سوی انتشارات کویر منتشر شد. نویسنده دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی (گرایش عرفانی) دانشگاه اصفهان است. روزبهان بقلی شیرازی یکی از مشهورترین عارفانی است که آثار گوناگونی از او در زمینه های عرفان و حدیث و تفسیر و فقه، به زبان های فارسی و عربی بر جای مانده است.

بررسی و تحلیل عرفانی روزبهان بقلی» نوشته خانم الهام تمدن

در قرن ششم هجری در دیار فارس عارفی پا به عرصه وجود گذاشت که احوالات معنوی و درونی، در کنار زبان پیچیده با مضامین تازه او منشاء اثرات بسیار در آثار و احوال عرفان بعد از او شد. «روزبهان بقلی» از سالکانی بود که به مفهوم عشق و جمال که توسط «رابعه عدویه» و شیخ شهاب الدین سهروردی مطرح شده بود؛ روحی تازه بخشید و این مفاهیم را در «عبهرالعاشقین» خود به شیوه ادبی و دارای مضامین تازه مطرح کرد. در «منطق الاسرار» خود به زبان عربی و «شرح شطحیات» خود به زبان فارسی به تفسیر کلمات شطاحان قبل از خود پرداخت و اتهام کفر و زندقه به آنان را تبدیل به عین توحید کرد. شرح شطحیات یکی از مهم ترین آثار فارسی اوست. این اثر افزون بر اهمیتش در شطح و دفاع از کلام شورانگیز عارفان، ازنظر نثر شاعرانه و زبان تصویری و خیال انگیز نیز درخور توجه است.

یافته های این پژوهش در شرح شطحیات بیانگر آن است که تشبیه و استعاره، به ویژه به طور فشرده، شمار بیشتری نسبت به عناصر دیگر خیال دارد. همچنین شگردهای دیگر تصویرسازی مانند تشخیص، بیان نقیضی، تکرار، رمزگرایی، مصدرهای جعلی و انتزاعی به آشنایی زدایی نثر کتاب انجامیده و باعث یکتایی و برجستگی این اثر در بین نثرهای دیگر عرفانی شده است.

در «مشرب الارواح» خود به زبان عربی که می توان از آن به عنوان یک دایره المعارف عرفانی نام برد، جویندگان راه حق را به مراتب رسیدن به حق را به هزار مرتبه تقسیم کرد و به شرح هر یک از آنها پرداخت. در «منطق الاسرار؛ ببیان الانوار» خود به شرح و بیان مکاشفات خود در یک اقدام استتثنایی پرداخت تا جایی که لقب شطاح فارس را زیبنده خود کرد. وی حدود بیست اثر به زبان های فارسی و عربی از خود برجای گذاشته که هریک از آثار برجسته و تاثیر گذار در عرفان اسلامی به شمار می روند. با وجود این پایه از اهمیت، توجه به آثار این عارف بزرگ تا حدود یک قرن مغفول مانده بود.

آغازین پژوهش ها در باره زندگانی، آثار و سلوک شیخ روزبهان را، مستشرقان مغرب زمین پی گذاردند. «لویی ماسینیون» اسلام شناس و شرق شناس فرانسوی تحقیقاتی ارزنده درباره آثار و حیات روزبهان انجام داد. پس ازاو «هانری کوربن» شرق شناس و شیعه شناس فرانسوی با همکاری دکتر محمد معین کتاب های «شرح شطحیات» و «عبهر العاشقین» را تصحیح نمودند. از پس ایشان، جوادنوربخش تصحیح بسیاری از آثار شیخ از جمله «عبهرالعاشقین» را پی گرفت. از دیگر پژوهشگران آثار و اندیشه و از مشتاقان عوالم عرفانی و ذوقی روزبهان «ارنست کارل» اسلام شناس آمریکایی است که کتابی با عنوان «روزبهان بقلی» در باره تجارب عرفانی و شطح ولایت با تکه بر «کشف الاسرار» روزبهان نگاشت.

مشرب عرفانی روزبهان بقلی شیرازی، بر اساس عشق و جمال پرستی شکل گرفته است. او معتقد بود که انسان از طریق کشف و شهود و با تکیه بر عشق و رجا می ‌تواند به خداوند نزدیک شود. روزبهان به دلیل تأکید بر جنبه ‌های جمالی خداوند و تجربه‌ های شهودی، به عنوان یک عارف جمال ‌پرست شناخته می‌شود.

نویسنده کتاب معتقد است «آنچه پژوهش حاضر را ضروری می کند، نداشتن چارچوب مشخص و روش هدفمند در این پژوهش ها برای یافتن اصول و مبانی مشرب عرفانی روزبهان بقلی است. بررسی مشرب عرفانی این عارف بزرگ، ساختار و الگوی تحقیقی مشخص هدفمندی را می طلبد که بر مبنای آن بتوان به اصول فکری عارف دست یافت. این چارچوب به طور کامل در فصل اول این کتاب شرح داده شده است. هنگامی که مبانی فکری روزبهان را درچارچوب این شاخص ها ارزیابی می شود می توان جایگاه روزبهان را مشخص و اندیشه های او را با عارفان دیگر به درستی مقایسه نمود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...