جلد سوم «نیچه» [Neitzsche] اثر مارتین هایدگر با ترجمه ایرج قانونی منتشر شد. محتوای این کتاب درسگفتارهای هایدگر درباره نیچه است. به باور هایدگر متافیزیک با نیچه به پایان رسید.

نیچه» [Neitzsche]  مارتین هایدگر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگه سومین مجلد از «نیچه» اثر مارتین هایدگر و ترجمه ایرج قانونی را با شمارگان ۳۳۰ نسخه، ۲۹۰ صفحه و بهای ۶۰ هزار تومان منتشر کرد. جلد نخست برای اولین بار سال ۱۳۸۸ و جلد دوم نیز برای نخستین بار سال ۱۳۹۱ منتشر شده بودند. درسگفتارهای مارتین هایدگر درباره نیچه در زبان آلمانی در دو جلد منتشر شده است. جلد نخست آن در زبان فارسی در دو مجلد منتشر شد. جلد سوم برخلاف دو جلد نخست ترجمه فارسی درس گفتارهایی است که به دلیل تعطیل شدن ناگهانی دانشگاه فرایبورگ در تابستان ۱۹۳۹، هرگز در کلاس درس ادا نشدند.

در مجلد سوم هایدگر ابتدا در مقام نتیجه گیری بحث‌های خود در باب «اراده معطوف به قدرت» جلد ۱ ترجمه فارسی و «بازگشت جاودان همان» جلد ۲ ترجمه فارسی اثبات می‌کند که چرا برخلاف تصور خیلی‌ها نه فقط یکی از این دو ایده زائد نیست بلکه حتی ایده «بازگشت جاودانِ همان» اساسی‌تر از اراده معطوف به قدرت است. او اثبات می‌کند که چگونه این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.

در مجلد سوم بحث مهمی نیز درباره «نیست انگاری اروپایی» و خاستگاه آن و همچنین بی ارزش شدنِ ارزش‌ها از دید نیچه، مطرح می‌شود. از دید هایدگر، وقتی نیچه از ارزش صحبت می‌کند منظورش هستی است. بحث درباره سوبژکتیویته، کوگیتوی دکارتی و متافیزیک از دیگر مباحث این مجلد است. هایدگر درباره پایان متافیزیک نیز بحث می‌کند و می‌گوید که متافیزیک با نیچه به پایان می‌رسد.

ایرج قانونی مترجم و پژوهشگر فلسفه بویژه آثار فیلسوفان آلمانی است. با ترجمه او تاکنون کتاب‌هایی چون «هنر دوران مدرن: فلسفه هنر از کانت تا هایدگر» اثر ژان ماری شفر، «کتاب‌های آبی و قهوه‌ای: تمهیدات پژوهش‌های فلسفی» اثر  لودویگ ویتگنشتاین، «ویتگنشتاین و پژوهش‌های فلسفی» اثر ماری مک گین، «شرح انتقادی فلسفه لایبنیتس به ضمیمه قطعات برجسته» اثر برتراند راسل، «درباره روح: هایدگر و این مساله» اثر ژاک دریدا، «آخرین یادداشت‌ها» فردریش ویلهلم نیچه و «کلبه هایدگر» اثر ادم شار منتشر شده‌اند. «کلمه و چیزها» نیز از جمله کتاب‌های تالیفی منتشر شده ایرج قانونی است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...