کتاب «پرسه‌گردی با قانون دینامیت» سفرنوشت کمیل سهیلی، جهانگرد و مستندساز جوان توسط انتشارات تیسا منتشر شد.

پرسه‌گردی با قانون دینامیت کمیل سهیلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این اثر سفرنوشت کمیل سهیلی، جهانگرد و مستندساز جوانی است که به قول خودش یک روز با قانون دینامیت تصمیم گرفت اگرها را کنار بگذارد، زنجیرهای دست‌وپاگیر را پاره کرده و بدون هیچ سرمایه و پس‌انداز خاصی، ماجراجویی را آغاز کند!

سهیلی در توصیف آغاز سفرهایش نوشته است: «وقت جاده است، دست تکان دادن برای ماشین‌هایی که ترمز هرکدام می‌تواند مسیری تازه به سفرت بدهد. انبوهی از داستان‌هایی که هیچ تصوری از آن نداری. راننده‌هایی که بیشتر سفرت را تحسین می‌کنند و مسیری را که همراهی‌شان می‌کنی، بهتر از هر جای دنیا می‌شناسند؛ معمولاً آن جاده را در تمام زندگی آمده‌اند و باز هم خواهند رفت، اما فقط همان مسیر را؛ و البته برخی از آنها می‌خواستند همراهت شوند: فقط «اگر ازدواج نکرده بودم»، «اگر کار نداشتم»، «اگر فردا آمده بودی»، «اگر بار همراهم نبود» و «اگر...». با خودم فکر می‌کنم اگر من اینجایم، فقط به این دلیل است که یک‌بار یرای همیشه اگرها را کنار گذاشتم؛ همین که تصمیم گرفتم یک‌بار هم که شده از قانون دینامیت استفاده کنم».

قانون دینامیت، چیزی است که سهیلی برای رهایی از روزمرگی و به قول خودش، به نفع امیدها و آرزوهایش از آن استفاده کرد تا قدم در جاده بگذارد و پیش برود: «قانون دینامیت، قانونی ثبت و تأیید نشده است که طبق آن درست باید وقتی از زندگی‌ات کاملاً کلافه‌ای و می‌دانی که راضی‌ات نمی‌کند، وقتی خوب می‌دانی که زمانت را صرف کاری می‌کنی که دوست نداری، به خرید چیزهایی وابسته‌ای که نیازشان نداری، می‌دانی که سال‌هاست آرزوهایت را به عقب می‌اندازی تا «وقت» آن برسد و از طرفی هیچ راه نجاتی هم نمی‌بینی، درست در همان نقطة سردرگمی، به نفع امیدها و آرزوهایت فتیلة دینامیت را آتش زده و درست پشت‌پایت پرت کنی. حال دیگر انتخاب با توست؛ آن‌قدر تعلل کنی تا همراه هرچیزی که روی هم تل‌انبار کرده‌ای در انفجار بسوزی یا در همان لحظه قدم برداری و تا قبل از انفجار دینامیت، خودت را رها کرده و رهسپار شوی «به جایی که اینجا نیست».

عیسی امیدوار، جهانگرد، پژوهشگر و مستندساز، در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته است، بیان می‌دارد: «دیدن جوان‌های جسور و خطرپذیر مثل نویسنده این کتاب که حاشیه امن زندگی روزمره را ترک می‌کنند و با هدف و انگیزه به دیدن شگفتی‌های دنیا می‌روند، برایم بسیار باارزش است... امروزه... داستان‌های جدیدی در جهان متولد شده‌اند... که در انتظار مسافران تازه‌نفسی هستند که آنها را کشف کرده، دریابند و بازگو کنند». کمیل سهیلی نیز در این سفر نوشت، داستان‌ها و ماجراهای سفرهای عجیب‌و غریبش را بازگو می‌کند: از چادر زدن در دهانة یک آتشفشان نیمه‌فعال، تا پشت‌صحنة دردناک زندگی روسپی‌های تایلندی، از ساعت‌های گم شدن در دریا و ساعت‌ها بی‌هدف شنا کردن برای زنده ماندن، تا زندگی تک‌وتنها در یک جزیرة خالی از سکنه.

کمیل سهیلی در این کتاب ۲۲۰ صفحه‌ای، با رویکردی چالشی، راوی سفرهای خود از سرتاسر دنیا و به زبانی متفاوت است. او در این سفرنوشت، فقط به بازگو کردن ماجراهای عجیب و غریب سفر نمی‌پردازد؛ نویسنده با نگاهی فلسفی و گاه انتقادی با مخاطب از سفرهایش می‌گوید و افکار و سؤال‌های ذهنی‌اش را به ماجراها پیوست می‌کند!

کتاب پرسه‌گردی با قانون دینامیت را انتشارات تیسا چاپ و منتشر کرده است و به قیمت ۵۴۹۰۰ تومان به فروش می‌رسد.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...