کتاب «حال حیرت» که شامل مجموعه‌ای از یادداشت‌های لیلی گلستان است، از سوی انتشارات حرفه هنرمند به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

حال حیرت لیلی گلستان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،  این کتاب شامل مجموعه‌ای منتخب از گفت‌وگوها و یادداشت‌های لیلی گلستان طی چند دهه‌ی گذشته است.

در پشت جلد کتاب آمده است: «شروع نوشته‌های من در مطبوعات به سال‌های 50-49 می‌رسد که اولین کتاب‌ام «زندگی جنگ و دیگر هیچ» از اوریانا فالاچی در انتشارات امیرکبیر منتشر شد. کتاب «حال حیرت» هم، باز همان نوشته‌ها و گفت‌وگوهایم در جراید است. تکه‌هایی از برخی گفتگوها را هم به دلیل طولانی بودن، گزینش کرده‌ام. نام کتاب را از یک غزل حافظ گرفتم:
عشق تو نهال حیرت آمد
وصل تو کمال حیرت آمد
بس غرقه حال وصل کاخر
هم بر سر حال حیرت آمد»

لیلی گلستان، مترجم، نویسنده و نگارخانه‌دار، در 23 تیرماه سال 1323 در تهران به دنیا آمد. در تاریخ 26 آبان ماه سال 1393 جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه(نخل آکادمیک) توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به او اهدا شد.

«قصه‌ها و افسانه‌ها»، «اوندین»، «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری»، «گزارش یک مرگ»، «یونانیت»، «مصاحبه با مارسل دوشان»، «حکایت حال، مصاحبه با احمد محمود»، «شش یادداشت برای هزاره بعدی» و «زندگی در پیش رو» از آثار لیلی گلستان در حوزه ترجمه به شمار می‌آید.

کتاب «حال حیرت» نوشته لیلی گلستان، در 224 صفحه، به قیمت 69 هزار تومان، در قطع رقعی و جلد شومیز، از سوی انتشارات حرفه هنرمند به بازار کتاب راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...