«خر پژوهی» نوشته مرحوم ابوالفضل زرویی نصرآباد از سوی انتشارات نیستان منتشر شد.

یک خر پژوهی نمکی از ابوالفضل زرویی نصرآباد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ این کتاب بخشی از پژوهشی است که زرویی نصرآباد درباره حیوان «خر» در ادبیات منظوم و منثور فارسی انجام داده است،‌ سید‌مهدی شجاعی مدیر انتشارات نیستان در مقدمه این کتاب گفته است که مرحوم زرویی در ادبیات جهان نیز این پژوهش را انجام داده است که به دلایلی امروز اثری از آن در دست نیست.

زرویی در این کتاب تمامی اشعار و متن‌هایی که به کلمه «خر» در آن اشاره شده است را گردآوری کرده است.

مرحوم زرویی در دوره حیات خود درباره این کتاب گفته است:‌ سال‌ها پیش بنده به پیشنهاد «سیدفرید قاسمی» که از پژوهشگران حوزه مطبوعات است نگارش «خرپژوهی» را آغاز کردم. در این اثر به بررسی نقش «خر» در ادبیات فارسی، امثال الحکم، خر در کتاب‌های دینی، حکایت‌های منظوم و حکایت‌های نثر پرداخته‌ام به گونه‌ای که حتی در این کتاب ضرب‌المثال‌های مرتبط با خر و خرهای معروف تاریخ را نیز بیان کرده‌ام.

انتشارات کتاب نیستان این کتاب را در 276 صفحه به قیمت 55 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...