جلد دوم از رمان‌ سه‌گانه‌ی «قصه‌ی جزیره‌»ی یاشار کمال با نام «آب خوردن مورچه» با ترجمه‌ی علیرضا سیف‌الدینی منتشر شد.

به گزارش ایسنا؛ «قصه‌ی جزیره»‌ی یاشار کمال شامل خاطراتی درباره‌ی اقامت یونانیان در ترکیه است و جنگ، یکی از محورهای اصلی آن است.

«آب خوردن مورچه» به تازگی از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.

پیش‌تر، مجلد اول این مجموعه با نام «بنگر فرات خون است» منتشر شد و مجلد آخر با نام «خروس‌خوان» از سوی نشر یادشده منتشر خواهد شد.

همچنین با ترجمه‌ی سیف‌الدینی، «صد قصه‌ی شیرین» و «تاریخ روم باستان» برای کودکان منتشر می‌شوند، که در مرحله‌ی حروف‌چینی هستند.

«صد قصه‌ی‌ شیرین» جلد اول از یک مجموعه‌ی 25جلدی برای بچه‌هاست که قصه‌های آن جمع‌آوری شده‌اند. سیف‌الدینی این اثر را از زبان ترکی به فارسی ترجمه کرده است و تصمیم دارد مجلدهای بعدی آن را نیز ترجمه کند.

همچنین جلد اول «تاریخ روم باستان» که اثری آموزشی برای کودکان است، با ترجمه‌ی این مترجم از زبان انگلیسی به فارسی منتشر خواهد شد.

از سوی دیگر، اولین مجموعه‌ی شعر او با عنوان «بنفشنویسانی‌ام» شامل 29 شعر مربوط به سال‌های 70 تا 84 به چاپ سپرده شده است.

سیف‌الدینی قبلا کتاب‌های «سندباد»، بازنویسی چند حکایت از «هزار و یکشب»، «بختک‌نگار قوم» درباره‌ی آثار غلامحسین ساعدی ، ویرایش و تصحیح مجموعه‌ی ادبیات عامیانه‌ی «مختارنامه»، «شیرویه‌ی نامدار»، «ملک جمشید» و ترجمه‌ی «مرد کوهستان» یاشار کمال، «زخمی» اردال اوس و «عشق روزهای بلوا»ی احمد آلتان، از نویسندگان اهل ترکیه، را منتشر کرده است.

قصه‌ها اغلب به شکلی مطرح شده که انگار مخاطب قبلا آنها را شنیده است... قصه یوسف یک استثناست... اصل قصه‌های قرآن بسیار با خرافات آمیخته شده... مولوی به نظرم برداشت‌های خیلی زیبایی از این قصه‌ها داشته... حتی قصه هاروت و ماروت را که گفتم فقط در یک آیه قرآن به آن اشاره شده آورده‌ام... این قصه‌ها واقعا می‌تواند منبع بزرگی برای ادبیات امروز ما باشد... نجیب محفوظ خیلی از این نثر تاثیر گرفته است ...
دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...