رمان کلاسیک «اِما» [Emma] اثر جین آستن [Jane Austen] توسط انتشارات قدیانی منتشر شد.

اما اثر جین آستن Emma

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، رمان «اِما» اثر جین اوستن نویسنده برجسته انگلیسی با ترجمه نسرین علی‌محمدی در نوبت اول چاپ منتشر شد.

اِما وودهاوس، زنی جوان، ثروتمند، زیبا و بسیار خودشیفته است که تقریبا در تمامی عمرش، زندگی بدون نگرانی و بی‌دغدغه‌ای داشته است. جین اوستن با نوشتن کتاب اما، توانایی و استعداد خود در به نقد کشیدن نگاه‌های همیشه حاضر اجتماع و همچنین، گردهم‌آوری اتفاقاتی به ظاهر بی‌اهمیت و خلق مفهومی ژرف و تأثیرگذار را به رخ همگان کشیده است.

رمان اما از وجود بهترین شخصیت‌های خلق شده توسط اوستن بهره می‌برد؛ هریت اسمیت مهربان و خوش رفتار، خانم بیتس پرحرف و کج خلق و پدر عجیب و غریب اما یعنی آقای وودهاوس. اما که معتقد است هیچ رابطه عاشقانه‌ای روی او تأثیر ندارد، تلاش می‌کند تا عروسی اشرافی و مجللی برای هریت تهی دست ترتیب دهد؛ ولی از درک احساسات درونی خود نسبت به مردی جذاب به نام آقای نایتلی غافل می ماند. نتیجه این امر، داستانی جذاب و پر از برنامه‌ریزی، دسیسه و کنایه‌های شخصیت‌های رمان است که به شکلی استادانه توسط جین اوستن در کنار هم گنجانده شده‌‌اند.

نویسنده این اثر در جایی گفته بود که «هیچ کس جز خودم به این اندازه قهرمان داستان را دوست نخواهد داشت.» این در حالی است که کتاب اما، به سرعت هواداران بی‌شماری در دنیای ادبیات پیدا کرد و بهترین و لذت‌بخش‌ترین اثر جین اوستن در نظر گرفته می‌شود.

انتشارات قدیانی این کتاب را در ۴۸۸ صفحه با تیراژ ۱۱۰۰ نسخه و قیمت۶۰ هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرارداد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...