مخاطبش را میخکوب می‌کند | قدس


«مخاطب خاص» [The boyfriend] در ابتدا داستانی عاشقانه به نظر می‌رسد اما مخاطب بعد از خواندن بخشی از آن متوجه می‌شود با یک داستان جنایی و معمایی روبرو است. فریدا مک فادن [Freida McFadden]، نویسند مشهور و محبوب آمریکایی به خاطر آثار هیجان‌انگیز و روان‌شناختی‌اش طرفداران زیادی دارد. او یک پزشک متخصص آسیب مغزی است که با قلم ماهرانه‌اش توجه تمام مردم جهان را به خود جلب کرده است. رمان‌های رازآلود و تریلرهای روان‌شناختی او در همه جهان معروف است. مک فادن جزء پزشکانی است که رد پزشکی او در آثارش دیده می‌شود. نکات جذاب و خواندنی پزشکی در آثارش دیده می‌شود؛ او جزء نویسندگانی است که تجربه‌های زیسته و حرفه‌ای خود را در آثارش نمایان می‌کند.

خلاصه رمان مخاطب خاص» [The boyfriend] فریدا مک فادن [Freida McFadden]

نام مک‌فادن رفته است کنار نویسندگان پزشک دیگری چون آنتوان چخوف، میخائیل بولگاکف، خالد حسینی، آرتور کانن دویل، اروین یالوم و از میان نویسندگان داخلی نویسنده‌ای چون غلامحسین ساعدی.

مخاطب ایرانی مک فادن را به خوبی می شناسد مخصوصا آن دسته از رمان خوان‌هایی که به تریلرهای رازآلود و جنایی علاقه دارند؛ «خدمتکار»، «در قفل شده»، «هرگز دروغ نگو»، «همکار»، «زندانی» و «بخش دی» را که جزء آثار پرتیراژ این نویسنده هستند و توسط ناشران و مترجمان مختلف به بازار کتاب آمده‌اند.

به تازگی تازه‌ترین رمان این نویسنده توسط نشر آموت منتشر شده است. «مخاطب خاص» در ژانر جنایی و روان‌شناختی با ترجمه رضا اسکندی‌آذر به بازار کتاب آمده است.

مک‌فادن در این اثر به سراغ همان عناصری رفته که نوشته‌های او را از سایر همتایانش متمایز کرده است؛ توانایی در ساختن داستان‌هایی که لایه‌های روانشناختی انسان‌ها را بررسی می‌کند . مک‌فادن با درک عمیقش از ماهیت انسان و مهارت داستان‌نویسی، خواننده این اثر را هم تا صفحه آخر کتاب نگه می‌دارد.

داستان «مخاطب خاص» درباره سیدنی است؛ دختری که در آستانه ازدواج قرار دارد و به دنبال همراهی است که بتواند با اعتماد به او پیمان ازدواج ببندد و مادری را تجربه کند.

اما افرادی که بر سر راه او قرار می‌گیرند هیچ کدام شایستگی همسری او را ندارند. او در میان انتخاب‌هایش با مردی روبرو می‌شود که به گمانش ویژگی‌های مرد قابل اعتماد را دارد. اما در همان مرحله ای که سیدنی به این مرد به عنوان همسری ایده آل فکر می کند اتفاقی همه معادلات ذهنی او را بر هم می‌ریزد و داستان وارد چرخه دیگری می شود؛ اتفاقی هولناک، مسیر انتخاب همسر را برای سیدنی دچار چالش می کند؛ دوست صمیمی سیدنی به طرز هولناکی به قتل می‌رسد و سیدنی جنازه او را در اتاق خوابش پیدا می‌کند.

پس از این اتفاق، سیدنی دورانی پر از نگرانی و ترس را سپری می‌کند چون دوستش همسایه او بوده و قتل در آپارتمان او اتفاق افتاده است.

پس از مدتی سیدنی به این نتیجه می رسد که باید مساله ازدواجش را جدی بگیرد چون باعث می‌شود تنهایی او تمام شود و راحت‌تر بتواند با این اتفاق هولناک کنار بیاید.

در میانه داستان مخاطب احساس می‌کند قاتل را می‌شناسد اما بدون اینکه از جذابیت کتاب کم شود با ماجرا همراه می‌شود و منتظر می‌ماند تا دست قاتل برای پلیسی که اتفاقا ماجرای عاشقانه‌ای هم با سیدنی داشته است، رو شود. اما مک فادن به شیوه خودش آسِ نویسندگی‌اش را رو می‌کند و داستان وارد مرحله هیجان‌انگیزتری می‌شود. این هیجان تا پایان داستان با مخاطب همراه است تا اینکه در صفحه آخر بالاخره با چند جمله، مخاطب نفس راحتی می‌کشد.

داستان در دو زمان حال و گذشته روایت می شود و همزمان دو پرونده قتل پابه پای هم پیش می‌رود؛ ‌ قتلی که در گذشته اتفاق افتاده اما پلیس نتوانسته ردی از قاتل بیابد و پرونده زمان حال که پلیس در حال پیگیری آن و گشودن گره های آن است. همزمان دو پرنده نعل به نعل پیش می‌رود و بعد در جای مناسب به هم گره می‌خورند.

روایت در دو زمان به جذابیت کتاب افزوده است و جاهایی مخاطب را میخکوب می‌کند. مک فادن شم پزشکی‌اش را در این رمان به کار گرفته است. او با نگاهی روان‌شناسانه شخصیت‌هایش را پرداخت می‌کند، برش می‌دهد و درون آن‌ها را برای مخاطب عریان می‌کند.

مخاطب با قاتل یا قاتلین همراه می‌شود و درمی‌یابد یک قاتل در زندگی چه مسیری را طی می‌کند تا بتواند با قساوت جان از بدن یک انسان بگیرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...