رمان «زیبای گمشده» [Making face] نوشته امی هارمن [Amy Harmon] با ترجمه آتنا رحمتی توسط نشر آموت منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، این‌کتاب داستان شهری کوچک است که پنج مرد جوان از آن به جنگ می‌روند و تنها یکی از آن‌ها برمی‌گردد؛ همچنین داستان عشق دختری به پسری نومید است که در دل‌شکستگی با شجاعتی فراتر از تعریف‌های معمول دوام می‌آورد. «زیبای گمشده» همچنین داستان مدرنی از قصه قدیمی «دیو و دلبر» است...

امی هارمن نویسنده‌ این‌کتاب، مولف ۱۰ کتاب پرفروش لیست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز، ژورنال‌وال‌استریت و یواس‌ای‌تودی است. مثل آبی به رنگی دیگر، ابدیت بعلاوه یک، و قانون موسی از جمله آثار مهم این‌نویسنده هستند.

خلاصه داستان «زیبای گمشده» به این‌ترتیب است: آمبروز یانگ زیبا بود. از آن نوع آدم‌های زیبایی که تصویرشان جلد رمان‌های عاشقانه را می‌آراست و فرن تیلور این را خوب می‌دانست. او از سیزده‌سالگی آن‌ها را می‌خواند، اما شاید به دلیل زیبایی بسیار آمبروز، فرن هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که بتواند کسی مثل آمبروز را داشته باشد، تا آن‌که روزی رسید که آمبروز دیگر زیبا نبود و...

این‌کتاب با ۴۲۴ صفحه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...