رمان «شهر موسیقیدان‌های سپید» [شاری موسیقاره سپیه‌کان] نوشته بختیار علی با ترجمه مریوان حلبچه‌ای منتشر شد.

شهر موسیقیدان‌های سپید» [شاری موسیقاره سپیه‌کان] نوشته بختیار علی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این رمان در ۸۳۵ صفحه و با قیمت ۲۲۰ هزار تومان در نشر ثالث راهی بازار کتاب شده است.

مریوان حلبچه‌ای درباره این کتاب نوشته است: در چنین شرایط زیستی با منطقه‌ای جنگ‌زده‌ و وجود درگیری و خونریزی‌های شدید، ادبیاتی که توانسته است رشد کند و به آن‌سوی مرزها برسد، خود یک معجزه‌ است. هر کس رمان ‌«آخرین انار دنیا» را بخواند، بلافاصله متوجه می‌شود که چرا بختیار علی در سرزمین خودش چنین جایگاه والایی دارد. من همیشه پس از خواندن رمان‌های او از خود پرسیده‌ام این همه تعهد و مسئولیت اجتماعی از کجا سرچشمه گرفته‌ است؟ خاستگاه روایت و اندیشیدن او از کجا نشئت می‌گیرد؟ او تصویری فلسفی از موسیقی، هنر و زیبایی دارد و فراتر از آن می‌رود.

ادبیات بختیار علی تعریفی تازه‌ و غیرسیاسی از انسان ارائه‌ می‌دهد. در همین رمان، «شهر موسیقیدان‌های سپید»، از زبان یکی از شخصیت‌ها می‌گوید: «انسان بسیار پیش‌تر از آن‌که به سیاست بپردازد، حکایت روایت کرده است، بسیار پیش از آن‌که امپراتوری‌ها به وجود آیند، موجودی حکایت‌گو بوده است. انسانِ نخستین پس از هر شکاری، نشانه‌های خویش را در حکایت‌گویی دیده است. چنان‌که ارسطو می‌گوید انسان حیوانی سیاسی‌ نیست بلکه حیوانی حکایت‌گوست. می‌توانیم رمان‌های بختیار علی را رمان‌های فریادرس بنامیم، زیرا همگی علیه جنگ و مرگ هستند و در ستایش زندگی.»

همچنین نشر ثالث در معرفی این کتاب آورده است: «نقل قول معروفی از آدونیس وجود دارد که می‌گوید: خدایا کردها را ببخش که نمی‌توانند قرآن را ختم کنند، زیرا به سوره انفال که می‌رسند، می‌میرند...

ادبیات اگر نتواند از فاجعه سخن بگوید به چه کار می‌آید؟ این پرسشِ بسیاری از نویسنده‌هاست و بختیار علی نیز بی‌شک یکی از مهم‌ترین‌هاشان... او در درخشان‌ترین اثرش جنایت انفال را دست گرفته تا به ستایش زندگی و هنر بپردازد... او کشته‌شدگان را از گور بیرون کشیده تا به شهادت از فاجعه وادارد...»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...