انتشارات معیار علم «جایی که نغمه سرمی‌دهند چنگارها» [Where the crawdads sing] نوشته دلیا اونز[Owens, Delia] و ترجمه مهسا علا را منتشر کرد. این رمان از پرفروشترین‌ کتاب‌های سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بوده است.

جایی که نغمه سرمی‌دهند چنگارها» [Where the crawdads sing] نوشته دلیا اونز[Owens, Delia]

به گزارش مهر، «جایی که نغمه سرمی‌دهند چنگارها» داستان جنایی و جذاب دختری است که اعضای خانواده‌اش او را در سنین خردسالی رها کرده‌اند تا تنهایی، در دل طبیعت بکر کارولینای شمالی، با پدر کج خلقش زندگی کند. اما در همان حال که مهارت‌های زندگی در تنهایی ابدی را دارد زمانی فرا می‌رسد که حسرت مورد نوازش قرار گرفتن و دوست داشته شدن را می‌خورد. وقتی دو مرد جوان از دهکده نزدیک محل زندگی‌اش جذب او می‌شوند، وی پذیرای دنیایی جدید و تکان دهنده می‌شود تا اینکه اتفاقی غیرقابل‌تصور رخ می‌دهد.

در این داستان بحث انگیز و هوشمندانه و به شدت سوزناک، نویسنده یادآور می‌شود که کودک درون آدمی تا همیشه به زندگی او شکل می‌بخشد و در همان حال او را در معرض اسرار زیبا و مسخ کننده‌ای قرار می‌دهد که طبیعت در خود نگه می‌دارد. سرنخ‌های مربوط به رمز و راز داستان نیز در این زیستگاه سرسبز و انبوه و زندگی طبیعی موجودات این دنیای وحش نهفته است.

«آنجا که نغمه سر می‌دهند چنگارها» (Where the Crawdads Sing) نخستین رمان دلیا ائنز است. دلیا ائنز در جورجیای جنوبی متولد شد و با اسب دوانی در جنگل‌های اطراف توماسویل رشد کرد. وی بیشتر عمر خود را در حیات‌وحش واقعی یا نزدیک به آن گذراند و از همان کودکی طبیعت را همراه راستین خود در نظر گرفت. خانم ائنز به مدت ۲۳ سال در بعضی از دورترین مناطق آفریقا زندگی کرد و پژوهش‌هایی علمی درباره شیوه زندگی جانوران و حشرات انجام داد.

این کتاب در ۴۴۴ صفحه در قطع رقعی با قیمت ۶۵,۰۰۰ تومان توسط انتشارات معیار علم به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...