ترجمه رمان‌ «مأمور سونیا: جسورترین جاسوس زمان جنگ در مسکو» [Agent Sonya : Moscow's most daring wartime spy] نوشته بن مک‌اینتایر [Ben Macintyre] منتشر شد.

مأمور سونیا: جسورترین جاسوس زمان جنگ در مسکو» [Agent Sonya : Moscow's most daring wartime spy] نوشته بن مک‌اینتایر [Ben Macintyre]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در نوشته پشت جلد کتاب «مامور سونیا» آمده است: خانم برتون در اواخر دهه چهارم زندگی‌اش و به دنبال پایان‌ جنگ جهانی دوم، همراه با سه‌فرزند و شوهرش، به دهکده‌ای زیبا در بریتانیا نقل مکان می‌کند. ساکنان دهکده‌ از راز بزرگ این زن بی‌خبرند. رازی که پس از سالیان دراز آشکار خواهد شد. این زن در واقع سرهنگ اورسولا گوژینسکی (۱۹۰۷-۲۰۰۰) است که با نام مستعار «مأمور سونیا» شناخته می‌شود؛ کمونیستی وفادار، افسر اطلاعاتی شوروی، جاسوسی حرفه‌ای که مأموریت‌های مختلفی را در کشورهای گوناگون انجام داده و به لطف جاسوسی‌های اوست که شوروی برای اولین‌بار صاحب بمب هسته‌ای می‌شود.

«مأمور سونیا» داستان زندگی زنی است که چندین زندگی کامل را با نام‌های متعدد، نقش‌های بی‌شمار، و هویت‌های جعلی بی‌پایان تجربه کرد؛ کسی که ایان فلمینگ، نویسنده کتاب‌های جیمز باند، از او با عنوان «ترسناک‌ترین جاسوس تاریخ» یاد می‌کند.

نویسنده کتاب، بن مک‌اینتایر (متولد ۱۹۶۳)، تاریخ‌دان و روزنامه‌نگار مشهور انگلیسی و خالق آثار پرفروشی چون «جاسوس و خائن»، «عملیات شکست»، و «قهرمانان سرکش» است. او همچنین مستندهایی بر اساس کارهای خود ساخته است.

رمان «مأمور سونیا: جسورترین جاسوس زمان جنگ در مسکو» نوشته بن مک‌اینتایر با ترجمه فرنوش جزینی در ۴۱۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۱۸۵ هزار تومان در نشر نون به بازار کتاب راهی شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...