«تری مورت» در یک کتاب جدید از جستجوی همینگوی برای یافتن زیردریایی‌های آلمانی در جریان جنگ جهانی دوم می‌گوید.

به گزارش ایبنا به نقل از آسوشیتدپرس، «گشت‌های همینگوی : ارنست همینگوی و جستجوی او برای زیردریایی‌ها» کتاب جدیدی است که از تلاش همینگوی بر یافتن زیردریایی های جاسوسی آلمانی در جریان جنگ جهان دوم می‌گوید.

نویسنده این کتاب «تری مورت» می‌گوید گرچه ممکن است همینگوی به هیچ زیردریایی برنخورده باشد، اما فکر می‌کرد که می‌تواند این کار را انجام دهد.


این نویسنده می‌گوید همینگوی سوار قایق بزرگ چوبی‌اش می‌شد و با گروهی از دوستان به دریاها می‌زد. او یادآور می شود که انگیزه‌های مختلفی موجب می‌شد تا این نویسنده مشهور آمریکایی که بیش از هر چیز به ماجراجویی مشهور است، دست به این کار بزند. ماجراجویی، اهداف جدی، خدمات داوطلبانه، سرگرمی، احساس رضایت از همراهی با دوستان، لذت بردن از بودن در دریا، کسب قدرت از دریانوردی، حس خطر و تجربه ناشناخته‌ها، همه و همه از احساسات و انگیزه‌هایی بودند که او را به این عرصه می‌کشیدند.

با این حال قایق او بخشی از ارتش دریایی آمریکا نبود. او با این قایق در خلیج مکزیک می‌گشت و می‌خواست زیردریایی‌های نفوذی آلمانی را پیدا کند. در این سفرها او با همسر سومش «مارتا گلهورن» همراه بود.


کتاب «گشت‌های همینگوی: ارنست همینگوی و جستجوی او برای زیردریایی‌ها» اثر «تری مورت» در272 صفحه توسط انتشارات اسکرایبنر، به قیمت 26 دلار منتشر شده است.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...