کتاب «غوغای غزل ۲؛ از معزی تا منزوی» به همت سیدمحمد تولیت توسط انتشارات نیستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

غوغای غزل ۲؛ از معزی تا منزوی» به همت سیدمحمد تولیت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب در ادامه «غوغای غزل از سنایی تا سایه» به چاپ رسیده است.

در کتاب «غوغای غزل از سنایی تا سایه» از ده غزلسرای برجسته زبان فارسی و از هر یک ۴۰ غزل و در مجموع ۴۰۰ غزل جمع‌آوری شده بود. در «انتشار غوغای غزل ۲؛ از معزی تا منزوی» نیز ۴۰۰ غزل جمع‌آوری شده، با این تفاوت که از ۴۰ غزلسرا از هر یک ۱۰ غزل. به علاوه غزلسرایان بر اساس تقدّم تاریخی و غزل‌های هر یک بر اساس ترتیب الفبایی قوافی مرتّب شده‌اند. به طور کلّی در دو کتاب غوغای غزل هشتصد غزل از پنجاه شاعر گلچین شده است.

گردآورنده کتاب پیش‌رو می‌گوید در انتخاب شاعران، سه دوره زیر موردش نظر بوده که ۱۰ شاعر مشخص‌شده متعلق به کتاب اوّل غوغای غزل (از سنایی تا سایه) هستند.

۱) دوره عراقی، قرن ششم تا نهم (۲۵ شاعر):
معزّی نیشابوری، سنایی غزنوی، انوری ابیوردی، جمال اصفهانی، خاقانی شروانی، نظامی گنجوی، عطّار نیشابوری، کمال اصفهانی، مولوی بلخی، عراقی همدانی، سعدی شیرازی، همام تبریزی، نزاری قهستانی، اوحدی مراغی، سیف فرغانی، خواجوی کرمانی، ابن‌یمین فریومدی، عبید زاکانی، عماد کرمانی، سلمان ساوجی، ناصر بخارایی، حافظ شیرازی، جهان‌ملک خاتون، کمال خجندی، عبدالرحمن جامی.

۲) دوره بازگشت، قرن دوازدهم تا چهاردهم (۱۹ شاعر):
مشتاق اصفهانی، طبیب اصفهانی، عاشق اصفهانی، آذر بیگدلی، هاتف اصفهانی، صباحی بیدگلی، رفیق اصفهانی، سحاب اصفهانی، مجمر اصفهانی، نشاط اصفهانی، وصال شیرازی، فروغی بسطامی، یغمای جندقی، همای شیرازی، صفای اصفهانی، حبیب خراسانی، فرصت شیرازی، شوریده شیرازی (فصیح‌الملک)، رضوانی شیرازی (فصیح‌الزمان).

۳) دوره معاصر، قرن چهاردهم و پانزدهم (۶ شاعر):
شهریار تبریزی، رهی معیّری، عماد خراسانی، سیمین بهبهانی، امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، حسین منزوی.

سیدمحمد تولیت می‌گوید غزل ناب، غزلی است که با تصوّف عاشقانه خراسان توسّط سنایی غزنوی پیوند برقرار کرد. سپس با عطّار و مولوی جان گرفت و در ادامه با سعدی و حافظ به قاف توفیق رسید. غزل دوره عراقی به این جریان مربوط می‌شود که دوره بازگشت و دوره معاصر نیز در حقیقت ادامه آن مسیر به حساب می‌آید. در میان دوره عراقی و بازگشت دو جریان وقوع و هندی شکل گرفت. از آن جهت که این دو جریان به خصوص جریان هندی از جریان عراقی دور افتادند و به معمّاگویی منظوم پرداختند از آوردن غزل‌هایشان صرف نظر شد. در این باب جملاتی از مهدی اخوان ثالث (م. امید) که در مقدّمه دیوان استاد غزل عماد خراسانی نوشته است آورده می‌شود.

بسیاری از صاحب‌طبعان کار غزل را که دشوارترین کار است سخت آسان گرفته‌اند. همین که صورت ظاهری غزلی را آراستند کار را تمام می‌دانند اما جان و روح غزل چیز دیگری است سوای این حرف‌ها. جز کسانی که در زندگی خود معنایی جسته و یافته‌اند و تأمّلاتی داشته‌اند یا در عالم عشق و شور و دلدادگی دارای قصّه و غصّه‌ای بوده‌اند جز این کسان باقی اگرچه سخنشان در صورت غزل باشد فاقد معنی حقیقی آن است. مضمون‌یابی‌های شعرای شیوه هندی در قالب غزل معنی اصلی این قسم را که حدیث عشق است و حال و تغنّی و ترنّم به فراموشی سپرده است و غزل را به نوعی پراکنده‌گویی و کالبدی بی‌جان و جمال تبدیل کرده است. مهدی اخوان ثالث (دیوان عماد خراسانی، انتشارات نگاه، صفحه ۲۰)

شعر طبق تعریف محمّدرضا شفیعی کدکنی گره‌خوردگی عاطفه و خیال است که در زبانی آهنگین شکل می‌گیرد. ویژگی شاخص دوره عراقی این است که عاطفه شعر بر همه چیز غلبه دارد و اوّلین نکته‌ای که مخاطب را دگرگون می‌کند جنبه عاطفی شعر است. خیال نیز کمابیش وجود دارد امّا هیچ‌گاه از عاطفه پیشی نمی‌گیرد و به شکل جویباری جریان دارد. در حقیقت هیچ یک از این پنجاه شاعر عاطفه شعر خود را فدای خیال‌انگیزی و تصویرگری آن نکرده‌اند. به علاوه زبان در دوره عراقی عموماً روان و از پیچیدگی‌های نحوی و لغوی به دور است. یعنی جابه‌جایی ارکان جمله در مصاریع و ابیات نسبی و کاربرد لغات مهجور حدّاقلّی است. در اینجا می‌توان گفت که زبان روان نیز فدای خیال‌انگیزی و تصویرگری نمی‌شود. خلاصه کلام اینکه عاطفه سرشار، خیال جویباری و زبان روان از مشخّصه‌های اصلی غزل دوره عراقی است که در همه شاعران غوغای غزل به چشم می‌آید.

در انتخاب غزل‌های این مجموعه نیز این سه نکته مورد نظر بوده است. یعنی غزل‌ها و بیت‌هایی گزینش شده‌اند که عاطفه‌شان سرشارتر، خیالشان جویباری‌تر و زبانشان روان‌تر است. همّت بر آن گماشته شد که غزل‌هایی انتخاب شوند که مطلع درخشان و در ادامه دست‌کم چهار بیت درخشان دیگر دارند تا کمترین میزان یک غزل که پنج بیت است تشکیل شود. بیت‌های درخشان نیز تا ده بیت آورده شده است. بنابراین غزل‌های این مجموعه همچون کتاب اوّل غوغای غزل بین پنج تا ده بیت و مجموع ابیات کلّ غزل‌ها ۲ هزار ۳۰۰ بیت است. همچنین از انتخاب غزل‌های با وزن کوتاه یا سه رکنی که غالباً اوزان مثنوی است صرف نظر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...