«خُمی از شراب ربّانی» گزیده مقالات شمس با انتخاب و توضیح محمدعلی موحد منتشر شد.

به گزارش خبر آنلاین، «خُمی از شراب ربّانی» گزیده مقالات شمس با انتخاب و توضیح محمدعلی موحّد است که انتشارات سخن آن را در 402 صفحه منتشر کرده ‌است. این کتاب دوازدهمین شماره از مجموعه «از میراث ادب فارسی» است که برای نخستین بار در سال 1373 منتشر شده‌ بود و در حال حاضر چاپ دوم آن عرضه شده‌است.

در پایان کتاب، لغات و ترکیبات و اصطلاحات، اسامی خاص، عبارات عربی یا دشوار و پیچیده به ترتیب شماره صفحات و سطور (یا ابیات) توضیح داده شده ‌است. این توضیحات بسیار مختصر و ساده و در حد ضرورت است. پیشنهاد کننده تهیه مجموعه «از میراث ادب فارسی» شادروان غلامحسین یوسفی بود.

مجموعه «از میراث ادب فارسی» مجموعه‌ای برای آشنا کردن علاقه‌مندان، از هر گروه و در هر سن، با آثار زبان و ادب فارسی و فرهنگ ایران است. به این منظور، گزیده‌های اشعار به گونه‌ای فراهم آمده‌ است که از نظر اندیشه و موضوع و رغبت‌انگیزی و دلپذیری و نیز از لحاظ زبان فارسی، توجه خوانندگان را به خود جلب کند و درعین‌حال، به صورتی ساده و مطبوع عرضه شود. مقدمه فراهم‌آورنده متن در معرفی و ارزیابی اثر نیز بدان منظور نگاشته شده تا به این مقصود کمک کند.

این گزیده‌ها به اهتمام دانشمندان صاحب‌نظر و بر اساس متنی مصحَّح و انتقادی و معتبر فراهم می‌شود. علاوه بر این، ضبط و تلفظ کلمات و اَعلام در این متون مشخص شده، اصول نقطه‌گذاری نیز در آنها رعایت می‌ شود تا مطالعه متن برای خوانندگان آسان باشد. آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و عبارات عربی که در متن باشد نیز با اعراب‌گذاری است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...