رمان «سه کاهن» اثر مجید قیصری در قالب جدید توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر شد.

سه کاهن مجید قیصری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، داستان «سه کاهن» به یک روز از زندگی پیامبر اکرم (ص) در سن چهار سالگی باز می‌گردد. کودکی که قبل از تولدش بزرگان مسیحیت و یهود آمدنش را مژده داده بودند. داستانی تاریخی که از زبان حلیمه دایه پیامبر روایت می‌شود.

حلیمه، در تلاش است از جان نبی اسلام (ص) در برابر گزندِ کاهنانی که بر اساس نشانه‌های ظاهری پیامبر به دنبال یافتن و از بین بردن ایشان هستند، محافظت کند. در این داستان محبت حلیمه به این کودک یتیم، آن‌قدر عمیق و واقعی‌ست که در همه داستان شما را عاشق طفلی می‎کند که هیچ وقت ندیده‌اید.

مجید قیصری داستان این کتاب خود را با عبارات جدا و جمله‌های کوتاه و جذاب شروع می‌کند و پیش می‌برد. بر همین اساس بخش عمده‌ای از این داستان نیز با سخنان حلیمه و اطرافیان او‌ جلو می‌رود. اما نویسنده با شگردی قابل توجه هیچ کدام از این دیالوگ‌ها را از زبان پیامبر اکرم (ص) روایت نمی‌کند. او درحقیقت در تلاش است تا پیامبر را از زبان اطرافیانش توصیف کند.

رمان «سه کاهن» که در سال ۲۰۱۸ برنده جایزه اوراسیا نیز شده در ۱۸۸ صفحه با قیمت ۳۰ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...