کتاب «تفکر نقادانه درباره مسائل اخلاقی» [The thinker's guide to understanding the foundations of ethical reasoning : based on critical thinking concepts & tools] نوشته ریچارد پل و لیندا الدر [Richard Paul & Linda Elder]، در 11 بخش، به موضوعات مختلفی درباره سنجشگرانه‌اندیشی در مسیر اخلاق می‌پردازد.

فکر نقادانه درباره مسائل اخلاقی» [The thinker's guide to understanding the foundations of ethical reasoning : based on critical thinking concepts & tools]  ریچارد پل و لیندا الدر [Richard Paul & Linda Elder

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ریچارد پل و لیندا الدر در مقدمه کتاب به بحث اخلاق‌مداری بر طبق موازین عرف و دین اشاره می‌کند و آن را امری نادرست معرفی می‌کنند. این دو نویسنده اعتقاد دارند، متوسل شدن به ابعاد دینی و عرفی و سنتی، برای اخلاق‌مدار بودن یک چالش است. از این جهت که میان ما و افرادی که اعتقاد به دین و عرف و سنت ندارند، جدایی می‌اندازد. این محققان، بر این نکته تاکید می‌کنند که برای رشد اخلاق‌مداری، باید بحث‌هایی شکل بگیرد، فارغ از دیدگاه‌های عرف و دین. پل و الدر به صورت خاص، در کتاب به موضوع زبان به عنوان ابزاری برای اخلاق‌مداری اشاره می‌کنند و واژه‌هایی را برمی‌خوانند که در مسیر مفاهیم اخلاقی هستند، مانند راستگویی، درستکاری، دلسوزی، شرافت، آزاداندیشی، منصف بودن و ...

در بخش اول کتاب، به تقسیم‌بندی امور بشر پرداخته می‌شود به این شکل که اعمال انسان، یا زندگی دیگران را بهتر می‌کند که شایسته ستایش‌اند؛ یا به زندگی دیگران آسیب می‌زند که شایسته سرزنش‌اند. بر همین اساس نیز نقش اصلی استدلال اخلاق‌شناسانه به عنوان فاکتوری برای بررسی تفاوت‌های میان اعمال بشری، پررنگ است. این کتاب، «فهم عمیق» را شرط لازم اخلاقی‌ زیستن و داوری اخلاقی معرفی می‌کند.

اینطور در کتاب آمده است: «توافق زبانی بر سر اصول اخلاقی شاید مقدمه‌ای برای تحقق هدف‌های اخلاقی باشد اما توافق زبانی، به تنهایی، برای تحقق این هدف‌ها یا ایجاد دگرگونی مثبت در جهان کافی نیست. اصول اخلاقی فقط زمانی ارزش و اهمیت دارند که جامه عمل پوشیده و در رفتار انسان‌ها جلوه‌گر شوند؛ و این، علاوه بر بینش‌های اخلاقی، نیازمند مهارت‌های فکری نیز هست. نیاز ما به مهارت‌های فکری به این دلیل است؛ جنبه‌های اخلاقی جهان هیچ‌گاه به‌صورت شفاف در برابر ما قرار نمی‌گیرند.»

صادقانه رفتار کردن در برابر آنچه درون ما می‌گذرد، یکی از راه‌حل‌های اساسی برای شفاف‌تر شدن مفاهیم اخلاقی است. انسان به خودی خود، پیچیدگی‌های فراوانی دارد و اگر بنا باشد درباره خودمان، به خودمان و دیگران دروغ بگوییم، شناخت درون، پیچیده‌تر هم خواهد شد. «یکی از گرایش‌های قوی در انسان‌ها گرایش به داوری‌های تاثیرپذیرفته از تنگ‌نظری و خودخدمتی است. عموم انسان‌ها استاد خودفریبی و دلیل‌تراشی‌اند. بیشتر ما انسان‌ها دست به کارهایی می‌زنیم که اصول اخلاقی را آشکارا نقش می‌کنند و در عین حال، بدون هیچ تردیدی خودمان را درستکار می‌دانیم.»

نویسندگان کتاب، به صورت خاص به جنگ‌های میان انسان‌ها نیز اشاره می‌کنند. مانند اسپانیایی‌ها در تاریخی دور که سرخپوستان را می‌کشتند و مطمئن بودند چه چیزی اخلاقی است و انسان به هنجار چیست. امروز که به ریشه‌ها و عوامل این جنگ‌ها نگاه می‌کنیم به نظر می‌رسد تمام جنگ‌ها از دل اخلاقی و غیراخلاقی برداشت کردن افکار و اعمال دیگران زاده شده‌اند.

موارد و مسائل دیگری نیز در کتاب مطرح می‌َشود مانند دیدگاه‌های اجتماعی حول مسائل جنسی، اخلاق و ایدئولوژی‌های سیاسی و اخلاق و قانون. «ایدئولوژی‌های محافظه‌کار وضعیت موجود را توجیه می‌کنند یا در پی بازگشت به زمانی «آرمانی» در گذشته‌اند. ایدئولوژی‌های لیبرال، ضمن نقد وضعیت موجود به دنبال توجیه صورت‌های جدید نظم سیاسی‌اند که برای رفع مشکلات کنونی طراحی شده‌اند. ایدئولوژی‌های واپس‌گرا خواستار بازگشت به گذشته‌اند و ایدئولوژی‌های انقلابی خواستار سرنگونی ساختار‌های بنیادین فاسد می‌باشند؛ هم ایدئولوژی‌های واپس‌گرا و هم ایدئولوژی‌های انقلابی می‌خواهند این تغییرات به شکل رادیکال (یعنی به شکل ریشه‌ای و بی‌ملاحظه) انجام شوند.»

پل و الدر مفهوم قانون و اخلاق را نزدیک به هم معرفی می‌کنند و می‌گویند که قانون چیزی است که معمولا با اخلاق اشتباه گرفته می‌شود. از آنجایی که قانون ریشه در تابوها و عرف جامعه دارد، برای بعضی اینطور به نظر می‌رسد که کار غیرقانونی، کاری غیراخلاقی است؛ اما همچنان می‌شود مثال‌های نقضی نیز پیدا کرد از بی‌قانونی‌هایی که غیراخلاقی نیستند و چه بسا در بستر و زمینه‌های اجتماعی، به عنوان فضیلت نیز بروز پیدا کنند. مانند فردی که بدون توجه به قوانین، اقدام خودسرانه انجام می‌دهد و با اینحال، جامعه او را قهرمان می‌پندارد. تمایزات فراوانی میان این موارد وجود دارد که در بخش‌های مختلف کتاب، به آن‌ها اشاره می‌شود.

در بخش آغازین کتاب درباره «مجموعه راهنمای اندیشه‌ورزان» و ضرورت آن، اینطور آمده است: «سنجشگرانه‌اندیشی دانشی است که هدفش افزایش توانایی ما در اندیشیدن، استدلال کردن و نقد کردن است. بیشتر دانش‌ها تمرکزشان بر اصلاح یا ارتقای اندیشه‌های ماست، اما سنجشگرانه‌اندیشی بیش از آنکه به اندیشه‌ها بپردازد به اندیشیدن می‌پردازد و سعی می‌کند کیفیت اندیشیدن ما را ارتقا بخشد.»

کتاب «تفکر نقادانه درباره مسائل اخلاقی» نوشته ریچارد پل و لیندا الدر است که توسط مهدی خسروانی ترجمه و بازنویسی شده است. نشر نو، این کتاب را در 175 صفحه منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...