پنجمین چاپ کتاب «زنان، دشتان و جنون ماهانه» نوشته شهلا زرلکی منتشر شد.

به گزارش  مهر، نشر چرخ پنجمین چاپ کتاب «زنان، دشتان و جنون ماهانه: پژوهشی اسطوره‌شناختی و تاریخی درباره‌ی قاعدگی و نشانگان پیش از آن» نوشته شهلا زرلکی را با شمارگان هزار نسخه، ۱۴۴ صفحه و بهای ۲۲ هزار تومان منتشر کرد.

نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۳۹۵ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۰ هزار و ۵۰۰ تومان و چاپ پیشین (چهارم) آن نیز در سال ۱۳۹۶ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

این کتاب روایتی است از دردها و رنج‌های زنانه‌ای که بیان آنها آنها همیشه تابو بوده است. نویسنده فقط در پیشگفتار کتاب از واژه دوران قاعدگی استفاده می‌کند و در فصل نخست به خواننده تاکید می‌کند که از این پس به‌جای کلمه‌های پریود، عادت ماهیانه، حیض، رِگل و … از واژه دشتان استفاده کنند. شهلا زرلکی در ادامه همین فصل، خواننده را با مفهوم دشتان آشنا می‌کند و می‌نویسد: «دشتان: خون‌ریزی ماهانه، زنی که در دوره‌ خون‌ریزی خود قرار دارد.» و درادامه، از ریشه‌ فارسی پهلوی این کلمه سخن می‌گوید.

کتاب سه فصل دارد که هر فصل آن به موضوعاتی ناگفته درباره‌ی عادت ماهیانه زنان می‌پردازد. فصل نخست درباره نگاه‌های پزشکی به دشتان است و همینطور نگاه طب سنتی ایرانی به این موضوع. در فصل دوم با عنوان دین و دشتان، نگاه دین اسلام به دشتان و همچنین ادیان دیگری چون زرتشت بررسی می‌شود. مطالب این فصل بویژه مباحث مربوط به نگاه دین زرتشت به موضوع دشتان حیرت انگیز است. به عنوان مال در کتاب اشاره که از باورهای دین زرتشت درباره دشتان این است که: «کسی که برای زن دشتان خوراک می‌برد، باید سه گام از او دور بایستد.» باورهایی که حتی بر طلاق، زندگی، خوراک و محل زندگی و… زن دشتان تأثیر منفی می‌گذارد تا زن، علاوه‌ بر دردهای روحی و جسمی این دوران، هراس نگاه غضب‌آلود مردان را نیز تحمل کند. انگار که دشتان زنان گناه باشد. در ادامه‌ فصل دوم نویسنده نگاه قرآن و احکام دینی به دشتان را توضیح می‌دهد که مخاطب می‌تواند به هم‌سنجی برسد.

فصل سوم کتاب «اسطوره و دشتان» نام دارد. باورهای اساطیری ایران به دشتان زن در این فصل برررسی شده‌اند. اینکه بوسه اهریمن یا همان شیطان، بر سر دخترش باعث می‌شود تا نخستین زن عالم به دشتان مبتلا شود. نویسنده در بخش اسطوره و دشتان می‌نویسد: «در اساطیر ایران چگونگی پدیدآمدن دشتان به جَهی نسبت داده می‌شود. دختر اهریمن، مادر زنان و نخستین زنی است که با بوسه‌ اهریمن دشتان می‌شود.» و در صفحات دیگر این بخش، باز هم از دردی سخن می‌گوید که زنان را آزار می‌دهد. این درد، رنج جسمی نیست، بلکه دردی است که از نگاه مردان به جان‌شان افتاده؛ درد ناپاکی و حقارت و فروتر بودن زنان نسبت به مردان.

فصل سوم بخشی به نام «ادب و دشتان» هم دارد که در آن نویسنده از شاعران و نویسنده‌هاییسخن به میان آورده که در قرن‌های پیش و خیلی دور، از دشتان زنان و تأثیر آن بر رفتار و کردار زنان نوشته‌اند. دردهایی که بیشتر از جسم، روح زنان را بلعیده بود و شاید این شاعرها و دست‌به‌قلم‌ها بودند که برای نخستین بار عادت ماهیانه زنان را لکه‌ ننگ ندانسته و نگاهی لطیف‌تر به آن داشتند. هر چند در همان دوران هم بسیاری از شاعران و دست‌به‌قلم‌ها، مانند نگاه و دیدگاه غالب آن روزگار، واژه‌ حیض را با بار منفی و محقرانه‌ آن به‌کار بردند. از نظر شهلا زرلکی، مهربان‌ترین شاعر سعدی بوده که واژه‌ حیض را این‌گونه به‌کار برده است: «رحم بر مادران دهر بسته / زحیض دختران نعش رسته / ز رفعت تاج داده مشتری را / ربوده ز آفتاب انگشتری را». نگاه اساطیر دیگر ملل به موضوع دشتان نیز از دیگر مباحث مطرح شده در این فصل است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...