کتاب «جست‌و‌جوی حقیقت در انبوه اخبار دروغ» [البحث عن‌ الحقیقه فی کومه‌ الاخبار الکاذبه] اثر منتصر مرعي با ترجمه خدیجه حیدری توسط انتشارات سیمای شرق منتشر شد.

جست‌و‌جوی حقیقت در انبوه اخبار دروغ» [البحث عن‌ الحقیقه فی کومه‌ الاخبار الکاذبه] اثر منتصر مرعي

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «جست‌و‌جوی حقیقت در انبوه اخبار دروغ» توسط مرکز آموزش‌های رسانه‌ای شبکه الجزیره تولید شده است. این کتاب که به عنوان راهنمای جمع‌آوری اخبار از شبکه‌های اجتماعی و راستی‌آزمایی آن‌ها شناخته می‌شود، در 148 صفحه روانه بازار نشر شد.

در این اثر، روزنامه‌نگاران مختلف تجربیات‌شان در زمینه تهیه خبر، گزارش، عکس و حتی آرشیو در طی پوشش خبری رویدادهای مهمی چون جنگ سوریه یا موج پناهندگی از سمت خاورمیانه به اروپا و استفاده از شبکه‌های اجتماعی چون توییتر، واتساپ و اسنپ‌چت را بیان کرده‌اند؛ تجربه‌هایی که به نظر می‌آید برای روزنامه‌نگاران ایرانی جدید باشند.

همچنین تلاش شده تا با ارائه تجربیات شماری از روزنامه‌نگاران برجسته و تحریریه‌ها در استفاده از شبکه‌های اجتماعی و شهروند خبرنگاران بتوان با نقاط قوت و ضعف این روند آشنا شده و از تکنیک‌های تجربی در این بخش بهره برد.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است: امروزه همه افراد خواسته یا ناخواسته، با شبکه‌های اجتماعی سروکار دارند. اهالی رسانه شاید بیشترین افرادی باشند که شبکه اجتماعی کارشان را تحت‌تأثیر قرار داده است. شبکه‌های اجتماعی از یک سو منبع خبری مهمی برای خبرنگاران و روزنامه‌نگاران شده‌اند و از سوی دیگر چالش‌ها و مشکلاتی را پیش روی آن‌ها قرار داده‌اند. از مهم‌ترین این چالش‌ها، راستی‌آزمایی مطالب، عکس‌ها و فیلم‌هایی است که در این شبکه‌ها قرار می‌گیرند.

این کتاب در 9 فصل و 148 صفحه توسط انتشارات سیمای شرق چاپ و منتشر شده است. 

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...