رمانی دیگر از جان گرین با عنوان «وفور کاترین‌ها» از سوی نشر آموت منتشر شد.

به گزارش مهر، گرین که در ایران با رمان «نحسی ستاره‌های بخت ما» شناخته شده است برای نگارش این رمان به فهرست نهایی جایزه پرینتز، لس‌آنجلس تایمز و کایرکاس راه پیدا کرده است.

این رمان که تمی عاشقانه دارد داستانی از زندگی جوانی را روایت می‌کند که دوست دارد نام همسرش کاترین باشد اما پس از اینکه با نوزده کاترین نمی‌تواند به زندگی مطلوبش دست پیدا کند تصمیم می‌گیرد انقلابی در روابط احساسی خود ایجاد کند.

جان گرین نویسنده 39 ساله آمریکایی است که از وی به عنوان یکی از نویسندگان تاثیرگذار در ژانر نوجوان یاد می‌شود. آثار او در این ژانر همگی پر فروش بوده و دو اثر «نحسی ستاره‌های بخت ما» و «شهرهای کاغذی» از او پیش این صاحب نسخه سینمایی نیز شده‌اند.

آثار وی تاکنون  با بیش از 45 میلیون نسخه در دنیا منتشر شده است و بر همین اساس در سال‌ها 2014 تا 2016 وی به عنوان یکی از پردرآمدترین نویسندگان از نگاه مجله معتبر فوربز شناخته شده است.

این رمان را نشر آموت در 295 صفحه با قیمت 39 هزار تومان منتشر کرده است

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...