کتاب «مرده‌ها جوان می‌مانند» [Die toten bleiben jung] نوشته آنا زگرس [Anna Seghers] با ترجمه علی‌اصغر حداد منتشر شد.

مرده‌ها جوان می‌مانند [Die toten bleiben jung آنا زگرس [Anna Seghers]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۷۰۴ صفحه و با قیمت ۱۱۰ هزار تومان توسط نشر ماهی منتشر شده است.

در معرفی آنا زگرس، نویسنده کتاب «مرده‌ها جوان می‌مانند» آمده است: او نویسنده پرآوازه قرن بیستم آلمان است. در این کتاب، آنا زگرس تاریخ کشورش را از پایان جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم روایت می‌کند. دوره‌ای که در آن هیتلر به قدرت رسید و در نتیجه کارهای او تمام دنیا تحت تاثیر قرار گرفت. خود نویسنده نیز بسیار تحت تاثیر این دوره و کارهای هیتلر بود، بنابراین آگاهی نسبی از زندگی او به درک بهتر رمان کمک می‌کند. در ادامه به شکل مختصر به زندگی زگرس می‌پردازیم.

آنا زگرس با نام اصلی نتی رایلینگ در نوامبر سال ۱۹۰۰ در یک خانواده فرهنگ‌دوست به دنیا آمد. نتی رایلینگ تنها فرزند خانواده خود بود و دوران کودکی‌اش بیشتر در انزوا گذشت. از همین رو، همان‌طور که خودش اشاره می‌کند: «از آن رو که تنها بودم و می‌خواستم برای خود دنیایی بیافرینم، داستان‌های کوچکی می‌ساختم و آن داستان‌ها را برای خود بازگو می‌کردم. گاهی هم یکی دو سطر می‌نوشتم.» بدین ترتیب او هم مانند بسیاری از جوانان پرورش یافته در دامان خانواده بورژوایی نخست هنر را جایگزینی برای تجربه مستقیم می‌انگاشت و از آن برای گریز سود می‌جست. چیزی را در آن یافته بود که محیط پیرامونش از او دریغ می‌کرد.

هنگامی که آنا زگرس در سال ۱۹۱۹ وارد دانشگاه شد، اروپا دوران پرتب‌وتابی را می‌گذراند. جنگ جهانی اول، فروپاشی دولت‌های کهن و بحران‌های اقتصادی اجتماعی در سراسر اروپا به چشم می‌خورد. زگرس به محافل دانشجویی راه یافت و در نشست‌های خود درباره جنگ، انقلاب و هنر بحث و گفت‌وگو می‌کرد. او جهان‌بینی خود را بیشتر از راه ادبیات کسب می‌کرد و در این میان داستایفسکی در شکل‌گیری آگاهی اجتماعی او نقش عمده‌ای داشت. آنچه داستایفسکی را در چشم آنا زگرس بزرگ می‌کند این است که او: «از ژرفای واقعیتی غمبار، از عمق جان انسان‌هایی بی‌نام و نشان، پنهان‌ترین درام‌های واقعی را آشکار می‌سازد.»

با به قدرت رسیدن هیتلر در سال ۱۹۳۳ آنا زگرس نیز مانند بسیاری از نویسندگان دیگر، ناچار شد آلمان را ترک کند. او در سال ۱۹۴۷ به میهن خود بازگشت و در سال ۱۹۴۹ رمان مرده‌ها جوان می‌مانند را منتشر کرد. زگرس در ژوئن سال ۱۹۸۳ چشم از جهان فروبست.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...