خواندن یک کتاب «ناداستان» می‌تواند به اندازه دیدن یک فیلم مستند، جالب و البته ارزشمند باشد؛ چراکه این نوع آثار درباره انسان‌ها و زندگی واقعی ‌آنها هستند.

فاکنر در دانشگاه» [Gwynn, Frederick L Faulkner in the university]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «فاکنر در دانشگاه» [Gwynn, Frederick L Faulkner in the university] با ترجمه احمد علیقلیان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

اصطلاح «ناداستان» -که ترجمه لفظی «نان فیکشن» است- درباره آثاری است که محتوای غیرداستانی و تا حدود زیادی مبنای مستند و واقعی دارند؛ و به آثاری چون زندگی‌نامه، خودزندگی‌نامه، سفرنامه، کتاب خاطرات یا غیره عنوان می‌‌شود. بر اساس این تعاریف کتاب حاضر در زمره این آثار قرار می‌گیرد.

ویلیام فاکنر (1897-1962 ) نویسنده آمریکایی برنده جایزه نوبل ادبیات است؛ و آثار او در زمره معروف‌ترین رمان‌های دنیا هستند. خوانندگان در ایران با آثار او همچون «خشم و هیاهو»، «شاخه‌گلی برای امیلی»، «آبشالوم آبشالوم»، «گور به گور» و غیره آشنا هستند.

این کتاب مجموعه 37 جلسه پرسش و پاسخ است (بین فاکنر و دانشجویان ادبیات) که در زمان اقامت ویلیام فاکنر در سالهای 1957 و 1958 در دانشگاه ویرجینیا برگزار شد. این جلسات توسط «فردریک ال گوین» و «جوزف ال بلانتر» گردآوری شده است.

این پرسش و پاسخ ها ما را به جنبه‌های دیده‌نشده از زندگی و آثار فاکنر آشنا می‌کند. مطالبی در آن‌ها عنوان شده که در هیچ کجا درباره فاکنر آورده نشده است. از ورای این سؤال‌ها و به طبع پاسخ‌های فاکنر به آن خواننده می‌تواند به نیمه‌های پنهان آثار او دسترسی پیدا کند؛ آن را بخواند و بفهمد و این خود برای علاقمندان به آثار او بسیار جالب و جدید است.

شخصیت‌های آثار او شخصیت‌هایی جهانی و شناخته‌شده هستند. بنابراین برخی از پرسش‌هایی که در کتاب حاضر آمده، درباره همین شخصیت‌ها، احوال و نیات واقعی آنهاست که لزوما در خود رمان نیست.

در اولین پرسش و پاسخ این کتاب آمده است:
«پرسش: آقای فاکنر در «خشم و هیاهو» هریک از سه بخش اول کتاب را یکی از فرزندان روایت می‌کند. با توجه به این که شخصیت «کدی» نقشی برجسته دارد؛ چرا بخشی را به او اختصاص ندادید؟
پاسخ: توضیح کل کتاب در همین نکته است. کتاب با تصویر لباس گِلی آن دختربچه شروع می‌شود که از درخت بالا می‌رود تا اتاق نشیمن را ببیند و برادرانش -که جرات بالارفتن از درخت را ندارند- منتظرند ببینند که او چه دیده است! در واقع شخصیت کدی برای من همچنان زیباتر و تاثربرانگیز‌تر از آن بود که او را تا حد گفتن آنچه که می‌گذشت، پایین بیاورم و به گمانم دیدن او از چشم کسی دیگر شوق‌انگیزتر بود...» (جلسه اول)

در خلال این جلسات درباره نظرات فاکنر در مورد سیاست ، کتاب‌هایی که خوانده، نویسندگان مورد علاقه‌اش، عادات او در کتاب‌خوانی و همچنین پیشنهادهای او برای نویسندگان، پرسش و پاسخ‌هایی مطرح شده است:

«پرسش: در جایی گفتید که در رمان‌هایتان کار را با یک یا چند شخصیتی که در ذهن دارید، شروع می‌کنید. در داستان‌های کوتاهتان هم همین کار را انجام می‌دهید؟ آیا با یک شخص شروع می‌کنید؟

پاسخ: گاه با یک شخص، گاه با یک حکایت؛ اما داستان کوتاه به همان روش کتاب پرورده می‌شود. اولین کاری که استاد کار با آن روبه‌رو می‌شود، این است که این را هرچه سریع‌تر و ساده‌تر بگوید و اگر کارش خوب باشد، اگر درجه یک باشد، مثل چخوف، می‌تواند این کار را هر بار در دو یا سه‌هزار کلمه بکند. گمان نمی‌کنم نویسنده‌ای بگوید حالا می‌خواهم یک داستان کوتاه یا رمان بنویسم. موضوعی است که با اندیشه یا تصویر یک شخصیت یا حکایت، حتی همزمان، آغاز می‌شود، کم و بیش مثل آذرخش کم‌کم شکل می‌گیرد و نویسنده می‌تواند ببینید که آیا قرار است داستان کوتاه باشد یا رمان...» (جلسه هفتم)

خواندن یک کتاب «ناداستان» می‌تواند به اندازه دیدن یک فیلم مستند، جالب و البته ارزشمند باشد. چرا که این نوع آثار درباره انسان‌ها و زندگی واقعی ‌آنها هستند. مخصوصا کتاب‌هایی که در این شاخه قرار دارند، بیشتر درباره افراد سرشناس و تاریخ‌ساز نوشته شده‌اند که مطالعه آنها نه‌تنها سرگرم‌کننده که آگاهی‌بخش و آموزنده هم هستند.

کتاب «فاکنر در دانشگاه» در چاپ اول خود در سال 1399با 1800 نسخه از سوی نشر مرکز روانه بازار کتاب شده است. این کتاب دارای 366 صفحه و قیمت 69500 تومان است.

................ هر روز با کتاب ...............

شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...