کتاب «اسناد نفت و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران» با تنظیم تورج اتحادیه و پیشگفتار محمدعلی موحد توسط انتشارات «نشر فرزان روز» منتشر شد.

اسناد نفت و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران تورج اتحادیه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، بخش نخست نوشتار حاضر مربوط می‌شود به اسناد نفت در سال 1330 هجری قمری که نشات گرفته از قرارداد دادرسی که گویای فعالیت‌هایی هستند که دولت دکتر مصدق در راه ملی کردن صنعت نفت ایران و حصول به این ایده ملی انجام داده است. در گیر و دار مبارزه عظیمی که ملت ایران در ملی کردن صنعت نفت و برای نجات خود از زیر بار اسارت شرکت استعماری نفت انگلیس و ایران انجام داد. این اسناد گویای سیاست ماهرانه دولت دکتر مصدق و اقدامات دیپلماتیک وی در این مبارزه ملی است. شاید این ادعای نابجایی نباشد که اگر روش مدبرانه دولت مصدق نبود ملت ایران توفیق نمی‌یافت که به فعالیت استعماری یک شرکت دسیسه باز که پای دولت انگلیس و پشتیبانی این دولت را در حل اختلافات خود با دولت ایران به میان کشیده بود خاتمه بدهد. در نهایت اصل ملی شدن صنعت نفت در ساسر کشور در آخرین روز اسفند 1329 به تصویب مجلس شورای ملی و سنا رسید. از این تاریخ تا کودتای 28 مرداد و سقوط ناحق دولت دکتر محمد مصدق 29 ماه فاصله است که شامل دو دوره هشت ماهه و یک دوره سیزده ماه است. کتاب اسناد نفت منبعی است بسیار ارزشمند برای و پژوهشگران در رابطه با ملی شدن صنعت نفت.

در توضیحات پشت جلد کتاب «اسناد نفت و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران» آمده است: اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور، در آخرین روز اسفند 1329 به تصویب مجلس شورای ملی و سنا رسید، از این تاریخ تا کودتای 28 مرداد و سقوط دولت دکتر محمد مصدق، 29 ماه فاصله است. این مدت به روایت دکتر محمدعلی موحد، شامل دو دوره هشت ماهه و یک دوره سیزده ماهه است، هشت ماه اول از اول فروردین 1330 تا بازگشت دکتر مصدق از آمریکا (اول آذر 1330) (دوران امیدواری‌ها)، هشت ماهه دوم با دست خالی برگشتن دکتر مصدق از آمریکا، تا قیام سی تیر 1331، (دوران سرخوردگی ها و تلخ کامی‌ها) و سیزده ماه باقی مانده که از انتصاب مجدد دکتر مصدق به نخست وزیری تا کودتای 28 مرداد ادامه یافت، (سیزده ماه نحس)، تعریف شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...